Monday, October 25, 2021
HomeGüneyدرباره حركت ملي آذربايجان - دومان ساوالان

درباره حركت ملي آذربايجان – دومان ساوالان

Author

Date

Category

درباره حركت ملي آذربايجان

(بدون عنوان)

    «دومان ساوالان»

مقدمه:

تاريخ كمتر ملتي را سراغ دارد كه در طول يكصد سال چهار جنبش شكست خورده را تجربه كرده باشد: . 1- مشروطيت2- جنبش آزاديستان به رهبري شيخ محمد خيابانی   (1919) 3- جنبش سالهاي 46-1945 (25-1324) به رهبري فرقه دموكرات آذربايجان 4- جنبش 1980 (1358) به رهبري حزب خلق مسلمان ، چهارجنبشي است كه ملت آذربايجان در طول يك قرن گذشته تجربه كرده و متأسفانه در هيچيك از آنها عليرغم پرداخت هزينه هاي بسيار سنگين نتوانسته به كوچكترين خواسته هاي خود برسد. با اين حال جاي بسي خوشحالي است كه با وجود سلسله اعدام ها، تبعيدها وتعقيب ها و خفقان بسيار شديد بعد از هر شكست اين ملت آرام ننشسته و از هر راهي كه ممكن بوده مبارزه خود را از سر گرفته است.

سعادت ملي آذربايجان امروز هدف سلسله تلاشها و فعاليتهايي است كه از آن با عنوان حركت ملي آذربايجان ياد مي شود و تا اينجاي كار با وجود كم سن بودن آن (تقريباً 10 سال) پيشرفت قابل توجهي در كسب نظر موافق ملت آذربايجان داشته و توانسته است به عنوان فعال ترين جنبش در بين ديگر حركت هاي داخل ايران توجه جهاني را به خود جلب كند.با توجه به تجربه حركت هاي گذشته و با وجود شباهت بسيار زياد حركت معاصر درمقايسه با حركت هاي قبلي، پارامترهاي انكارناپذير بسياري كه ريشه در انقلاب انفورماتيك ، تك قطبي شدن جهان، مطرح شدن مسايلي جديد چون گلوباليزاسيون (جهاني شدن) و . . . در دنياي كنوني دارد، عبور از طوفانهاي راه پرپيچ و خم آزادي ملت را نيازمند آگاهي ، هوشياري و آمادگي بسياري كرده است. مسلماً هرگونه غفلت از خود و دشمن ، هرگونه افراط و تفريط و هرگونه اقدام غير معقولانه از طرف فعالان حركت، ملت آذربايجان را ناگزير از پذيرش شكستي ديگر خواهد كرد. از اينرو اين نوشته درصدد است برخي از مواردي را كه درباره حركت ملي آذربايجان مهم به نظر مي رسد، به صورت كلي و مختصر ، خاطر نشان سازد:

1-  جدايي بين مردم و روشنفكران:

 فاصله افتادن بين مردم و نخبگان خطري است كه هر حركت اجتماعي ـ مردمي به خصوص از نوع ملي آن را تهديد مي كند. براي مثال جنبش آزادي خواهانه و هويت طلبانه تركان مسلمان روسيه تزاري معروف به « تورك چولوك» كه در واقع مبارزه با روسي گرداني و مسيحي گرداني رژيم حاكم بود، عدم موفقيت خود را ناشي از بوجود آمدن شكاف بين مردم و نخبگان مي داند.(باخ: پان توركسيم – جيكوب لاندو : بخش « پان توركسيم در روسيه تزاري»)

 ايجاد تفرقه بين روشنفكران و توده مردم نكته ايست كه همواره دشمن روي آن انگشت مي گذارد. تمام انگ ها و شانتاژهايي از قبيل پانتورك، عوامل خارجي ، مرتد و بي دين و . . . . كه با توجه به حساسيت عموم نسبت به اين الفاظ،  از طرف دشمن به فعالين حركت ملي اتلاق مي شود، هدفي جز سلب حمايت مردم از حركت را دنبال نمي كند. از طرف ديگر هرگونه شعار و طرح خواسته اي كه قابل هضم براي مردم نباشد، هر اقدامي كه اذهان عمومي عاجز از توجيه آن باشد و يا بي احترامي به باورهاي اعتقادي مردم منجر به انزواي حركت تنها در بين نخبگان شده ،زمينه و ذهنيت عمومي لازم  براي سركوب علني حركت ملي را فراهم مي آورد.

2- هدف اصلي و سياست طرح آن:

–        هدف حركت ملي آذربايجان چيست؟

–        سعادت ملي آذربايجان در چه چيزهايي تعريف مي شود؟

–         مفهوم «حق تعيين سرنوشت» براي ملتي با شرايط ملت آذربايجان چه مي تواند باشد؟

–        سيستمي كه مي تواند سعادت ملي آذربايجان را تضمين كند كدام است؟

–         آيا مطمئن هستيم كه علاج واقعي در فدراليسم است؟!

–        آيا ذهنيت ايجاد شده در مردم در رابطه با مفهوم «حق تعيين سرنوشت براي ملتها» در هرج و مرج احتمالي يا دوره گذار بسيار سريع در آينده نه چندان دور، باز هم كار دستمان نمي دهد؟ اگر موافق هستيد چه راهكاري را ارائه مي دهيد؟

 -آيا در بررسي، انتخاب و طرح سيستم هاي مزبور حل مشكل قاراباغ  در نظر گرفته شده است؟

– اگر در مورد طرح بعضي از اين سيستم ها اذهان عمومي آمادگي ندارند، آيا ما را مجبور كرده اند كه همه مان ، همه جا تنها از يكي از آنها صحبت كنيم؟

– آيا به نظر نمي رسد در تبليغ سيستمي كه خودمان هم به آن اعتقاد چنداني نداريم زياده روي مي كنيم؟

بدون شك جواب سوالات فوق در مروري دقيق به تاكتيك و تكنيك هاي دشمن در 80 سال گذشته ، ديد منطقي به انتظاراتمان از دشمن و تحليل شرايط كنوني و آينده نگري در مورد حركت نهفته است.

3- پلوراليسم در حركت:

 وجود تنوع و كثرت در طيفها و گروههاي فعال در حركت ملي آذربايجان از طرفي حركت را براي قشرها و صنفهاي گوناگون مردم ملموس تر كرده و باعث جذب بيشتر مردم و در نتيجه گسترش و پيشرفت حركت مي شود و از طرفي ديگر امكان سركوب آن را از بين برده و سنگ اندازي هاي دشمن را بي اثر مي كند. تجمع ميليوني مردم آذربايجان در قلعه بابك بهترين مثال براي وجود پلوراليسم در حركت ملي و از آن گذشته عجز و ناتواني دشمن در ممانعت از برگزاري آن، مي تواند باشد. اما عليرغم مزاياي بسيار وجود پلوراليسم در حركت، عدم تمكين در برابر اين مساله ، سهل انگاري در رعايت روابط بين گروهها و طيف هاي مختلف و تخريب (نه نقد) ديگر گروهها سبب مي شود كه گروهها نه در كنار هم بلكه در برابر هم قرار گيرند و اين امر با توجه به اينكه هزينه هاي فراواني که از طرف دشمن براي ايجاد چنين معضلاتي صرف مي شود، سبب كند شدن و يا شايد متلاشي شدن حركت خواهد شد.

4- تئوريزه شدن حركت:

 بعد از گذشت تقريباً يك دهه، لزوم جوابگويي و پيشرفت حركت ملي در هر يك از ابعاد، دفاع از مرام حركت در برابر ايدئولوژي هاي ديگر چون اسلاميسم محض، ماركسيسم، گلوباليزاسيون، ايرانيسم و . . نيازمند تئوريزه شدن آن است. نبود تئوريسين هاي توانا به خصوص در جامعه شناسي و علوم سياسي از مشكلات مهم حركت ملي است كه حل آن جز از تخصصي شدن ابعاد مختلف حركت راه ديگري ندارد. اين امر ( به جرات مي توان گفت)در كاهش نشريات معمولي و افزايش نشريات تخصصی كه بي شك ناشي از اتوديناميسممثبت حركت ملي است كاملاً مشهود است.

امارسيدن به شرايطی مطلوب از اين نظر (تخصصی شدن )،سواد آموزی تخصصی،تجربه بيشتر در زمينه تخصصی ،والبته احترام متقابل و تمكين به ديگر تخصص ها را مي طلبد چرا كه هرگونه جسارت به تخصص ديگری منجر به خيانت خواهد شد.

5- ديگر مليتهاي غير فارس ايران:

 ايران كشوري كثيرالملله است تورك، كرد، بلوچ، عرب، توركمن و . . . از اينكه ساليان متمادي اسير دشمن مشتركي بنام شوونيزم فارس بوده و از ابتدايي ترين حقوق انساني محروم بوده اند به دو دليل براي حركت ملي مهم هستند:

–        اينكه بيداري اين ملتها و هماهنگي بين آنها فشار وارد بر « دشمن» را دو چندان خواهد كرد.

– چون تركان فلات ايران به غير از آذربايجان در ديگر مناطق در همسايگي ديگر مليتهاي ايران به صورت پراكنده هستند تعامل متقابل بين مليتهاي فلات ايران، موجب بيداري اين گروه از جمعيت تركان ايران مي شود.

البته لازم به ذكر است كه موقعيت استثنايي تركان چه از لحاظ تاريخي ، و فرهنگي، اقتصادي و چه از لحاظ درصد تشكيل دهنده جمعيت ايران نسبت به ساير مليتها، فعالان حركت ملي را ملزم به پرهيز از اتخاذ استراتژيی مي كند كه حركت ملي را مقيد به ديگر حركت هاي ملل ايراني مي كند و يا به عبارت بهتر خواسته هاي اصلي حركت ملي را درحد مطالبات آنها كوچك مي كند .

6-  يك گام بزرگ:

 نگاهي به حركت ملي در سالهاي گذشته روشن مي سازد كه تقريباً تمام بيداريهاي صورت گرفته (اويانيش) مربوط به مباحثه و اقناع فرد به فرد و مستقيم بوده است، به عبارت ديگر فرد زماني به تبعيضها، تحقيرها، عقب ماندگيها، دردها و درمانها و به طور كلي به مباني حركت ملي آگاهي مي يابد كه فردي آگاه و بيدار از طريق بحث و مناظره مستقيم وي را قانع كند. به طوريكه با در نظر گرفتن متوسط مدت مطالعه بسيار پايين مردم، به جرات مي توان گفت كه تمام نوشته ها و نشريات (دانشجويي و غير دانشجويي) در خدمت حركت تنها مورد استقبال افرادي قرار مي گيرد كه قبلاً به طريق ياد شده جرقه هاي بيداري در ذهن آنها زده شده باشد. از اينرو به نظر مي رسد راه اندازي شبكه تلويزيوني (ماهواره اي) مستقل يك ضرورت غيرقابل انكار باشد. چرا كه:

– با وجود ممنوعيت استفاده از آن چندان سختگيري ای در مورد آن اعمال نمي شود و (با توجه به هزينه كم آن) درصد قابل توجهي از مردم به آن دسترسي دارند.

– فشار وارد بر مطبوعات عملا کارايی آنها را به مقدار قابل توجهی کم مرده است.

– شبكه هاي راديويي با نگاهي به تجارب گذشته با توجه به پارازيت هاي اعمالي از طرف « دشمن»، عملاً با استقبال كمي مواجه بوده است ( در مقايسه راديو با تلويزيون).

 – شبكه اينترنت، عليرغم كارآيي فراوان كه به خصوص در زمينه خبررساني دارد با عنايت به اينكه امكان دسترسي به آن به خصوص در شهرهاي كوچك بسيار پايين است و هم اينكه اينترنت مشكل اشاره شده در مورد مطبوعات را هم داراست، اصلاً در مقايسه با شبكه تلويزيوني (ماهواره اي) قابل بحث نيست.

7- جبهه خارج از كشور:

 وضعيت بحراني منطقه خاورميانه و تاثيرپذيري واقعاً سريع اوضاع از عوامل بين المللي، شرايطي براي جنبشهاي فعال در منطقه و در ميان آنها حركت ملي آذربايجان ايجاد كرده كه فكر هر گونه كنارگذاري، تخريب و بايكوت گروهي از گروههاي فعال حركت، ناگزير از تعبير به خيانت و يا حماقت محض است. استفاده از كوچكترين پتانسيل هاي موجود و اضافه كردن جبهه هاي فعال ديگر در كنار جبهه هاي موجود و ميدان دادن به هر گروه دلسوز ديگر، كمترين كاري است كه مي توان در جهت حفظ پلوراليسم در حركت و وحدت گروههاي موجود انجام داد. در اين بين آذربايجانيهاي خارج از كشور به دلايل زير جايگاه خاص خود را دارند:

1- اكثر آذربايجانيهاي مقيم خارج افرادي تحصيلكرده و باسواد (سواد تخصصي)بوده و درصد عمده اي از آنها شعورسياسي – اجتماعي بالايي دارند.

2- با توجه به آزادي و دموكراسي موجود در كشورهاي اروپايي و امريكايي امكان فعاليت بهتر و بيشتر براي آنها امكان پذير است.

3- افكار عمومي در كشورهاي ذي نفوذ و ذهنيت آنها نسبت به اوضاع تركان ايران و شناخت آنها ازحركت ملي چيزي نيست كه به راحتي از كنار آن گذشت.

 4- دياسپوراي آذربايجاني فعال دراروپا (وشايد درامريكا و كانادا) مي تواند منشا خدمات ارزنده تري نسبت به حركت كلي باشد. 5- در راه اندازي كانال هاي تلويزيوني (ماهواره اي ) روي اين جبهه بيشتر از هر گروه ديگري مي توان حساب كرد.

 البته موارد ياد شده، باتوجه به فضاي محاكم متفاوت درداخل و خارج، نبايد به معناي از دست دادن استقلاليت حركت داخل و وابستگي به جبهه خارج از كشور تلقي شود.

8- حركت و ادبيات:

 زبان و ادبيات شالوده هر فرهنگ و آنهم مهمترين پارامتر در تعريف ملت به شمارمي آيد و شايد از اينروست كه به عنوان اولين هنر از هنرهاي هفتگانه بشر ، از آن ياد مي شود. ملت اسير آذربايجان قرن گذشته را كه قرن ساماندهي و جمع و جور كردن دارايي هاي فرهنگي وهنري به ارث رسيده از نياكان براي ملتهاي جهان بوده است، از دست داده است. با اين حال حركت ملي آذربايجان در مقايسه با ساير زمينه ها به دلايل مختلف از جمله وجود متخصص در زمينه ادبيات(هر چند به تعداد كم)، توجيه قانوني مبني بر اصل15  قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، خاصيت شورانگيزی و تحريك در شعر و ادبيات، به اين  زمينه بيشتر توجه كرده و بيشتر پيشرفت كرده اما توجه بيشتر به نثر از طرف ادبياتچی هاو شاعران جوان، لزوم آفرينش نوشته ها و مقاله های سياسي و اجتماعي بيشتر به زبان توركي ( هل تنسون انفسكم در مورد نگارنده) و مخصوصاً به قول يكي از دوستان اهل فن حفظ آذربايجانيت در اشعار و نوشته ها، با درنظر گرفتن حساسيتهای خلق آذربايجان در اين مورد، از جمله مواردي است كه نگارنده اين سطور جسارت طرح آنها را به خود مي دهد.

9- هزينه هاي اضافي و پخش هزينه ها:

 – چند درصد از ملت آذربايجان با حركت ملي آشنايي دارند؟

– چه كسري از آنها با اصول كلي و روشهاي آن موافق هستند؟

– چه تعداد از آنها حاضر به فعاليت درراستاي حركت ملي هستند؟

 – هزينه هايي كه آنها براي خود تعريف مي كنند درچه حدي است؟

  جواب منطقي و بدور از احساسات براي سوالهاي فوق به خصوص دو  سوال آخر، معلوم مي كند كه تعداد كساني كه خود را به عنوان فعال حركت” ميلتچي” مي شناسند( در شرايط كنوني) كم است، پس آيا نبايد قدر ميلتچي هاي ( نه چندان زياد) فعال را دانسته و با برنامه ريزي و تحليل صحيح اوضاع،از هزينه هاي بي مورد و تبديل آنان به مهره هاي سوخته (مخصوصاً درمورد دانشجويان) اجتناب كرد؟ مورد ديگري كه در اين رابطه به نظرمي رسد اينست كه تمام هزينه هاي  ( حبس، بازداشت، جريمه، تعقيب و …) داده شده تا به اين جاي كار حركت مربوط به شايد 150 تا 200 نفر از عزيزان ملت مي باشد ، آيا نبايد با پخش هزينه ها، فشار وارد بر آنها را كم كرد؟ براي اين كار آيا راه حلي انديشيده مي شود؟

10- پرهيز از خشونت و حركتهاي راديكال در وضعيت کنوني:

   باتوجه به سوالات مطروحه در قسمت 9 و نظر به اينكه حركت ملي كم كم از مرحله بايكوت و توهين و افترا از طرف دشمن، به مرحله اقدام به سركوب علني از طرف آنها مي رسد، آيا خشونت اعمالي فرضي از طرف حركت ،بهانه لازم برای اقدام علني را بدست آنها نمي دهد؟ آيا در صورت بروز چنين وضعيتي در شرايط كنوني كه هيچ ارگان اطلاع رساني کارا دراختيارنيست اميدوار به حمايت عمومي مردم خواهيم بود؟ آيا باتوجه به گسترش فعاليتهاي حركت احتمال اينكه يك سري كارهاي ساختگي مخالف عرف و شرع را به اسم حركت ملي آذربايجان تمام بكنند، را نمي دهيم؟ آيا به فكر مقابله با اين چنين تاكتيكهايي كه مطلقاً دور از ذهن نيستند، هستيم؟

 درست است كه حركات راديكال در بسياري از مواقع پيش برنده حركت ملي بوده و به اصطلاح « جو حاكم» را مي شكند اما واقعيت اينست كه هر انسان عاقلي اگرچه مخالف حركتهاي راديكال نباشد، اما  بي شك با آن دسته فعاليتهاي بدون برنامه ريزي و از روي احساسات، درزمان و مكان نامناسب، مخالف خواهد بود.

11- حركت ملي در مدارس:

 شايد منشاً بسياري از مشكلات داخلي حركت ملي آذريجان ناشي از اينست كه بيداري ( ابتداي كار) و ناپختگي اوليه، ناواردي درکار گروهي، منيت و عدم تحمل نظر مخالف،  با دوران فعاليتمان( مخصوصاً در دانشگاهها) همزمان شده و كارشكنيها ، بي برنامه گي ها و شايد هزينه هاي بي مورد بسياري از سبب مي شود. آغاز مرحله اويانيش و كنار آمدن با احساسات درمدارس و دبيرستان نقش موثري در پيشگيري از مشكلات مورد اشاره كه ناشي از كم تجربگي و كمسوادي ( درحركت) است، مي تواند ايفا كند كه تنها مرهون نفوذ حركت درخانواده ها (مخصوصاً دانشگاهيان) و البته شخصيت دادن به دانش آموزان به عنوان يكي از اركان مهم درحركت است.

12- خط قرمز قانوني:

 جدايي روشنفكران از حاكميت طبيعي ترين عكس العمل هر حركت و جنبش است. خفقان تحمل ناپذير، عدم اجراي مطلوب قوانين و قانون گريزي حاكميت و عدم شناخت صحيح قوانين در مورد فعالان حركت ملي، سبب شده است كه در بعضي موارد انجام كاري كه تا بحال انجام نشده ، عليرغم قانوني بودنش به اشتباه نقض قوانين تصور شده و نگرانيهاي حاصل ازآن مانع انجام آن شود.

اما دقت به اينكه هنوز در بعضي موارد تا خط قرمز قانون فاصله زيادي مانده و امكانات موجود و در دسترس – اگر چه مربوط به حاكميت- مي تواند به عنوان ابزار حركت ملي مورد استفاده قرار گيرد، ميلتچي را از حاشيه امنيت و حركت را از امكانات لازم برخوردار خواهد كرد.

13- مرزهاي آذربايجان واكراد:

 يكي از مهمترين مسايلي كه در طول 50 سال گذشته به عنوان يك سياست پست شوونيستي همواره ملت آذربايجان را عذاب داده است؛ تحديد مرزهاي آذربايجان در تقسيمات كشوري بوده است. مرزهاي آذربايجان اساسي ترين نكته ايست كه همواره در بحث هاي مربوط به «حق تعيين سرنوشت» و رژيم هاي سياسي مطروحه براي آينده آذربايجان اعم از استقلال، فدراليسم،… به آن پرداخته مي شود. از ميان بسياري از شهرهاي مجاور فارسيستان كه درآنها مشكلي بنام اليناسيون مطرح است، همسايه جنوب غربي- اكراد- بيشترين نگرانيها را در اين مورد فراهم آورده است.

– وجود شهرهاي آذربايجاني اي كه در تقسيمات كشوري جزو استان كردستان هستند مانند بيجار و …   .

–  تغيير تركيب جمعيتي برخي از شهرها چون سويوق بلاق (مهاباد)، اشنويه، سردشت و… به نفع كردها درسالهاي اخير.

– مهاجرت اجباري تركان برخي شهرهاي آذربايجان غربي و جايگزيني  اكراد به جاي آنها (افزايش نفوس اکراد) در شهرهايي چون سولدوز (نقده)- سايين قالا (شاهين دژ)- تيكان تپه ( تيكاب) و…  .

– تحريك كردها با توجه به رويدادهاي اخير در عراق و تركيه .

– ادعاي اخير برخي از فعالان سياسي كرد بر اورميه (دومين شهر بزرگ آذربايجان جنوبي) و ديگر شهرها و براي مثال در كنفرانس اخيرمليتهای غير فارس در كپنهاك و يا استاندار قبلي كردستان).

– سازماندهي اكراد باوجود تشكيلات منسجم حزب دموكرات و يا كوموله و اخيراً فراكسيون كرد مجلس.

– مسلح بودن اكراد و سابقه تاريخي كشت و كشتار چه در زمان مربوط به اسماعيل سيميتقو و چه بعد از انقلاب توسط آنها.

 – تبليغات زياد كردها با چندين شبكه ماهواره اي و بسياري از موارد ديگر.

باعث شده كه كردها به عنوان مهمترين تهديد در ارتباط با مرزهاي آباء و اجدادي آذربايجان محسوب شوند. با اين حال تنها راه پيشگيري و يا درواقع مقابله با اين تهديدات ،‌قبل از هر چيز آگاهي ملت آذربايجان در كل و البته سريعتر درمورد شهرهاي آذربايجان غربي است كه آنهم جز از اجراي طرحها و فعاليتهاي ويژه و چند فوريتي از طرف گروهها و طيفهاي فعال در شهرهاي غرب و جنوب غربي آذربايجان، نمي تواند بدست آيد.

14- تشكيلات منسجم در حركت:

 وجود گروهها وطيف هاي مختلف درحركت ملي، گرچه ناشي از پويايي و دينامسيم مثبت آن بوده و رقابت سالم بين اين گروهها درنهايت منجر به پيشرفت حركت مي شود . اما :

– طرح، سازماندهي و اجراي تمام موارد اشاره شده ونشده!؟ در اين نوشته ها.

– پيشگيري از فردگرايي درحركت و خطرات ناشي از آن.

 – جلوگيري و پيشگيري ازتوطئه هاي دشمن براي به جان انداختن گروهها و طيفهاي فعال .

– لزوم انتخاب موضع يكسان در برخي مسايل براي گروههاي فعال.

 وجود تشكيلات منسجم، كه بر مشترکات گروههاي فعال استوار باشد، را ضروري مي سازد، با اين حال هر تشكيلاتي بايد جواب مناسبي براي سوالات زير داده باشد:

– آيا بستر دموكراتيك و جمع پذيري درمورد هر يك از گروهها براي ايجاد چنين تشكيلاتي پديد آمده است؟

– اين تشكيلات چگونه مي خواهد پلوراليسم مثبت موجود درحركت را حفظ كند؟

– در چنين تشكيلاتي، آيا گروهها موجوديت خود را حفظ خواهند كرد و يا نه؟

– باتوجه به غير رسمي بودن بسياري از تشكلها و گروهها ( درچارچوب جمهوري اسلامي ) اين تشكيلات به صورت آشكارا خواهد بود و يا زير زميني؟

– تعامل و ارتباط اين تشكيلات با افراد و گروههاي خارج چگونه خواهد بود؟

– ضمانت بقاي چنين تشكيلاتي چه مي تواند باشد؟

– اقدام عجولانه به ايجاد چنين تشكيلاتي و خداي ناكرده شكست در اين مورد چه عواقبي براي حركت مي تواند داشته باشد؟

-چارت تشكيلاتي آن چگونه خواهد بود؟

-منابع مالي آن از كجا تامين خواهد شد؟و بسياري سوالهای ديگر.

****

علاوه بر موارد اشاره شده در اين مجال، موارد مهم ديگري هم هست كه عدم اشاره بر آنها از سوي نگارنده تنها پرهيز از پرده دري و ترس از عواقب نه چندان مطلوب علني ساختن آن مسايل، براي حركت ملي است. اگر چه اين نوشته حاصل صحبتها و مباحثات بسيار با اكثر طيفها و گروههاي فعال بوده است اما  مطمئناً موارد ديگري هم هست كه در تكميل و نقد اين نوشته از سوي فعالان حركت ملي،  نگارنده را به هدف خود (آگاهي، مباحثه بر روي مسايل و يافتن راه حل) نزديكتر خواهد كرد.

« ياشاسين آذربايجان»

E.mail : duman_savalan @ yahoo.com

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments