Wednesday, September 15, 2021
HomeGüneyمقاله اي از سيد جعفر پيشه وري - نظر ما درباره مسئله...

مقاله اي از سيد جعفر پيشه وري – نظر ما درباره مسئله آذربايجان و ايران

Author

Date

Category

مقاله اي از سيد جعفر پيشه وري
نظر ما درباره مسئله آذربايجان و ايران
منبع: روزنامه آذربايجان، شماره 212, 5 شنبه 9 خرداد 1325

همزماني جنبش ملي – دموکراتيک ما با خاتمه جنگ بزرگ جهاني موجب گفتگوها و هياهوهاي شديدي در بازار سياست جهاني گشته است. محافل ديپلوماتيک و مطبوعاتي دول کوچک و بزرگ مي کوشند – مانند هر مسئله ديگري- جهت تامين منافع خود و براي گل آلود کردن آب و ماهي گرفتن از آن، شايعات حيرت آور و خبرهاي شگفت انگيزي درباره نهضت دموکراتيک ما بپزند و به خورد بشريت دهند. در حقيقت نيز نهضت آذربايجان که امري مربوط به تکامل و تعالي داخلي ايران است، توسط سياستمداران سودجو از پشه اي به فيلي تبديل گردانيده شده و در چشم جهانيان به صورت يک ماجراي عظيم بين المللي در آورده شده است.

آژانس هاي مستقيم و غير مستقيم مقاماتي که براي در اسارت نگاهداشتن ملتهاي ضعيف، مکيدن خون ملتهاي عقب مانده و مستعمره کردن کشورهاي آنان تلاش مي کنند، حتي نمي خواهند از فکر بوجود آوردن يک ماجراي بزرگ جنگي از اين موضوع نيز صرفنظر کنند. ما نمي توانيم نطقهاي حسين علاء- که خود را سفير ايران مي داند- و نطقهاي دايه هاي مهربانتر از مادر يعني نمايندگان انگليس و امريکا در شوراي امنيت را ساده تلقي کنيم. اينجا نقض حق ملتهاي ضعيف در تعيين سرنوشت خود، توسط نيروهاي متحد نيروهاي ارتجاع داخلي و خارجي به شکل خشني خود نمايي مي کند.علاء با نطق خود به عنوان نماينده حقيقي عناصر خائن و وطن فروش دست پرورده اميرپاليستها در کشورهاي ضعيف، از آشکار کردن سيماي حقيقي خود شرم نمي کند. اين رفتار پست او را نيز نمايندگان دول بزرگ سازمان مي دهند و از اين طريق حتي از جريحه دار کردن احساسات مردم صلحجوي ايران نيز خودداري نمي کنند.

اينکه پس از انتشار اعلاميه صريح و آشکار دولت ايران مبني بر تائيد و تصديق خروج ارتش سرخ از ايران، علاء در يک ارگان رسمي مانند شوراي امنيت بر خلاف اطلاعيه رسمي دولت (متبوع) خود حرکت کرده ومي کوشد مسئله را در شوراي امنيت نگهدارد، نشان مي دهد که در ايران غير از دولت رسمي، دولت ديگري نيز وجود دارد که علاء با اتکاء به آن مي کوشد به استقلال و حق حاکميت ملت خاتمه دهد. خروج کامل نيروهاي شوراها (اتحاد شوروي) از ايران چنان حقيقتي است که حتي ديپلماتهايي که شوراي امنيت را به درجه شوراي ضد امنيت تنزل داده اند نيز قادر به انکار صريح آن نيستند. اين نيز يک حقيقت انکار ناپذير است که گفتگوهايي که عليرغم اين موضوع در شوراي امنيت جريان دارند، في نفسه کاري بسيار مشکوک و خطر ناک اند. واقعا رفتار آقاياني که در شوراي امنيت نشسته اند آن اندازه سبک و بيمزه است که حتي انسانها ساده و نيز آغشته بودن اين رفتارها به غرضهاي زهرآلود را احساس مي کنند. روشن است که ما به عنوان عضوي از عالم بشريت نمي توانيم به سياستهاي مرموزي که جهان را به طرف درياي خون جديدي سوق مي دهد با خونسردي نگاه کنيم، ولي جانب مورد توجه و علاقه ما اساسا آن بخشي است که مستقيما به وطن ما مربوط مي شود.

ما هميشه گفته ايم و اکنون نيز صريحا مي گوييم: ما بطور جدي به ايران و تماميت ارضي آن علاقمنديم. اگر از طرفي خدشه اي به آن وارد شود شايد جدي تر و فداکارانه تر از ساکنان ايالتهاي ديگر ايران – براي جلوگيري از آن (خدشه) اقدام خواهيم کرد. با اين حال هرگز حاضر نيستيم از دفاع از ملت، زبان و آداب و رسوم و خصوصيتمان – بشرط آنکه کشورمان يعني ايران را خدشه دار نکند- صرفنظر کنيم. اينجا چيزي که مغاير با قانون و حاکميت خلقهاي ايران باشد وجود ندارد. برعکس اگر ما خود را با دست خودمان اداره کنيم شايد اين امر بتواند به تکامل و تعالي ايران رشد بيشتري دهد. نهضت مليمان ديگر از چارچوب ملي خارج شده و مقام پيشاهنگي جنبش دموکراتيک ايران را احراز کرده است. اکنون ديگر عموم مردم ايران شروع به درک اين موضوع و معناي حقيقي آن کرده اند. گفتگوهاي آغاز شده در تهران موجب روشن شدن ابهامات و سوء تفاهماتي که دشمنان ما به طريق و بهانه هاي گوناگون ايجاد کرده اند- گشته و حسن تفاهمي ميان خلق آذربايجان و ايرانيان خارج از آن (خارج از آذربايجان) بوجود آورده است. اين حسن تفاهمات عليرغم تلاشهاي مذبوحانه مرتجعين داخلي و خارجي روز به روز عميقتر مي گردد و نتايج مثبتي مي دهد.

در چنين شرايطي هياهوي خارجيان و تلاش آنان براي تبديل اين مسئله ساده به يک مسئله جهاني، جز هدفي پنهاني عليه ايران چيز ديگري نميتواند باشد. در اين ميان راديوي ترکيه بيشتر از ديگران براي خرابکاري در روندها حرارت به خرج مي دهد. لحن اين راديو ما را جدا به فکر وا مي دارد. کساني که تا ديروز از وارد کردن هيچ تهمت و افترايي به ما ابا نميکردند، امروز مي کوشند با معرفي آذربايجان به عنوان يک دولت مستقل و با دروغپردازيهاي گوناگوني درباره انتشار نهضت ما در سراسر ايران، افکار جهانيان را تيره سازند.

ما در همان روزهاي آغاز جنبش دموکراتيکمان نوشته بوديم که “دهان افندي هاي عثماني بيهوده آب نيفتد. از اين نمد براي آنها کلاهي نمي شود.”آذربايجان هر چه هم که بخواهد به شرط ماندن در داخل ايران مي خواهد. بالاخره ما به هر زبان که سخن بگوييم، هر هدفي داشته باشيم بر اساس ايراني بودن و ماندن در چارچوب ايران خواهد بود. هر اندازه که تفاهم ميان ما و حکومت مرکزيمان بيشتر ميگردد، اضطراب و نگراني آنکارا شدت مي گيرد. برخي خبرنگاران امريکايي نيز چندان راضي به نظر نمي رسند. ما رابطه اي حقيقي ميان راديو آنکارا، مخبرين امريکايي، حسين علاء و سخنان نماينده استراليا در شوراي امنيت احساس مي کنيم، به نظر ما اين رابطه تصادفي نيست. قطعا همه اينها از سرچشمه واحدي آب مي خورند و با آموزشهاي مشاق (رهبر ارکستر) عمومي معيني است که اين نغمه هاي ناسازگار را- که روز به روز شدت مي گيرد- سر داده اند.

با همه اينها ما در جوار تداوم نهضتي که آغاز کرده ايم، نمي توانيم از تلاش براي حل صلح آميز اختلافاتمان با حکومت مرکزي صرفنظر کنيم. حتي اگر خداي نکرده در نتيجه تحريکات خائنانه عناصر ارتجاعي ايران قرار بر آن شود که مسئله با نيروي سلاح حل گردد، ما باز اجازه دخالت نيروهاي بيگانه در امور داخلي خود را نخواهيم داد. اگر مرتجعين ترکيه مي خواهند خلق ترک را به آغوش استعمارگران امريکايي بياندازند، ما حرفي نداريم. ليکن ما در فکرآن نيستيم که آذربايجان را از ايران جدا کنيم. افنديها بفهمند و صداي خائنانه شان را ببرند و ما را به حال خود بگذارند. ما بارها گفته ايم: مسئله آذربايجان بايستي فقط در آذربايجان و دخالت مستقيم خلق آذربايجان حل شود.

اين حق مشروع و قانوني ايران و آذربايجان موضوعي نيست که به شوراي امنيت مربوط باشد. اگر قرار بر آن باشد که شوراي امنيت در اختلافات داخلي تمام کشورها دخالت کند، آنوقت ما ايرانيان نيز- باعتبار عضويتمان در ملل متحد- خواهان آن هستيم که بر اعتصابات روز افزون امريکا نظارت کنيم، اختيارات گسترده رئيس جمهور امريکا را از يکسو موجب خدشه دار گشتن صلح و امنيت جهاني و از سوي ديگر ضربه اي بزرگ به نظام دموکراسي جهاني ارزيابي کرده، از شوراي امنيت تقاضاي محدود کردن اين اختيارات را داريم. از آنجا که ما ملت کوچکي هستيم اين قبيل ادعاهاي ما مي تواند خنده دار به نظر رسد، ولي مداخله استراليا – کشوري که هنوز داراي استقلال حقيقي نيست و شايستگي خود به استقلال را نيز نشان نداده است- در امور داخلي ايران که داراي چندين هزار سال تاريخ و استقلال است، اگر مسخره نيست پس چيست؟ سياست نو استعماري امريکا و حرص و ولعي که اين کشور براي انحصار نفت جهان به هر قيمت از خود نشان مي دهد، از آنجا که بشريت را به سوي خطرهاي مهلک سوق ميدهد با جنبش ساده و طبيعي مردم صلحجوي ما نيز مخالف مي ورزد. اين موجب افتخار ما در برابر بشريت است و يک سقوط اخلاقي براي آن ديپلماتها و نمايندگان مطبوعاتي است که به اشاره انگشت شرکتهاي نفتي حرکت مي کنند.

ما جماعت شرق نتوانسته بوديم تا شروع اين جنگ، امريکا و تمدن آنرا بقدر کافي بشناسيم. حرکات سبک نظاميان آنان- که حکم مهمان ناخوانده را داشتند در پايتخت و رفتار کثيف و پست متخصصين مالي آنان در اداراتمان، چهره بي نقاب تمدن مادي ناب و بيروح را بما نشان داد و تمام زحمات مبلغين آمريکا و تبليغات آنرا در چشم مردم ايران کاملا از ميان برد. شرقي ها از آنجايي که به معنويات اهميت بيشتري قائلند، با مشاهده دعواهاي مادي- بويژه نفتي- آنان، ناگزير به روي برگرداندن از آنان مي شوند. نمايندگاني که در شوراي امنيت نشسته اند، مانند ملا نصرالدين ما آنچه را که خود سوار شده اند، به حساب نمي آورند.

کسي هم نمي تواند از امريکايي ها بپرسد که با چه صلاحيت و بر اساس کدام قرار نيروهاي امريکا وارد خاک ايران بيطرف شده بود؟ متخصصين آمريکايي با چه صلاحيتي خود را مجاز مي دانستند بر خلاف وظايفشان در امور داخلي ايران دخالت کنند؟ شوارتسيکف کيست؟ از جان ايرانيان چه مي خواهد ؟ کار هاي خلاف قانون دکتر ميلسيو و ساير متخصصين امريکايي هنوز از خاطر مردم ايران پاک نشده است. اکنون ما دايه هاي هاي مهربانتر از مادر لازم نداريم. ما کشور خود را هزاران سال با دست خود اداره کرده ايم و بعد از اين هم خواهيم کرد. هيچ نيروي خارجي نمي تواند ما را از اين حق مشروع خود محروم کند. حرکت خيانت آميز علاء مسئله تازه اي براي مردم ما نيست. ما از نقشه هايي که نيروهاي ارتجاعي تحت حمايت بيگانگان در پايتخت کشورمان اجرا مي کنند بي اطلاع نيستيم و دير يا زود بايد تکليف مردم ايران با اين عناصر روشن شود.

اينها مي کوشند در ايران دريايي از خون بپا کنند. اينها آدمهاي خود فروخته اي هستند که مي کوشند استقلال ما را از ميان ببرند و ثروتهاي طبيعي ما را به بيگانگان تقديم کنند. حرکت غيرمسئولانه علاء متوجه تاريکتر کردن هر چه بيشتر فضاست. اين امر آشنايان به اوضاع ايران را سخت به فکر کردن وا مي دارد. اگر ماموري که علنا با دستورات قوه مجريه رسمي امروز ايران – يعني حکومت آقاي قوام السلطنه – مخالفت مي کند، با مقامات پنهاني و غير مسئول مرتبط بوده باشد، در اين صورت مردم ايران در برابر يک رسوايي بزرگ سياسي قرار گرفته است. اگر اعمال علاء- وزير دربار سابق – واقعا به فرمان مقامات غير مسئول باشد؛ پس او مشروطيت ايران و قانون اساسي ايران را زير پا نهاده است و به نظر ما ملت ايران نمي تواند با اين اوضاع با خونسردي برخورد نمايد. اگر پرده از روي اين کمدي برداشته شود آنگاه کار به جاهاي باريکتري خواهد کشيد و به نظر ما اين به سود ايران نيست.

اکنون ايران بايد کشور به تمام معني دموکراتيکي شود و اين رژيم (دموکراسي) بدون دعوا و خونريزي در سرتاسر ايران عملي گردد. ما اکنون در کنار حفظ آزادي داخلي و ملي خود بسوي اين هدف حرکت ميکنيم. ما براي ماندن در داخل ايران و شريک بودن در سرنوشت ملت ايران هزاران دليل و برهان در دست داريم. خاطر افنديها و ساير دايه هاي مهربانتر از مادر جمع باشد. آذربايجان هرگز به فکر جدا شدن از ايران نبوده و نخواهد بود. ولي (امور) خودش را خود اداره خواهد کرد.

منبع: روزنامه آذربايجان، شماره 212
5 شنبه 9 خرداد 1325

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments