Thursday, September 16, 2021
HomeWomenمستوره افشار اورمي، اولين فعال حقوق زنان در ايران

مستوره افشار اورمي، اولين فعال حقوق زنان در ايران

Author

Date

Category

برگ برگ تاريخ پرافتخار آذربايجان حكايت از زنان و مردان آزاد انديشي است كه آزادي را براي مردمان سرزمينشان ارمغان آورده و آن را معني و مفهوم بخشيده اند. در عرصه حقوق زنان در عصر جديد زنده ياد مستوره افشار اورمي «1259 ـ  1325 شمسي» نخستين فردي است كه در عرصه احياي حقوق زنان و آموزش اين قشر از جامعه بطور جد قدم برداشته است.

 

مستوره افشار اورمي دختر مجدالسلطنه افشار اورمي سردار ناجي غرب آذربايجان در فاجعه جيلولوق و والي آذربايجان در دوران اتحاد اسلام مي باشد «1» مادرش نيز از خانواده والي برجسته آذربايجان امامقلي ميرزا ملك قاسمي بوده است. برادر مستوره افشار هم كسي نيست جز پروفسور جلال افشار اورمي پدر علم حشره شناسي ايران، خواهرش توران افشار هم از نامداران علم و ادب اين سرزمين مي باشد. دو خواهر ديگر مستوره افشار، آلچا و هايده نيز از اعضاي فعال انجمن نسوان وطن خواه بودند.

مستوره افشار به سبب پيشينه فرهنگي خانواده و هوش وافري كه داشت از همان دوران كودكي جداي از زبان مادري خود تركي آذربايجاني، زبانهاي فرانسه، روس، انگليسي و فارسي را نيز فرا مي گيرد. مستوره دوران نوجواني را در تفليس و جواني را در استانبول سپري كرده و با تجاربي كه در خارج از كشور اندوخته در بازگشت به كشورش مثمر ثمر واقع مي شود.

به هر حال در بازگشت به ايران و دستگيري پدر توسط قواي انگليس به جرم وطن خواهي و آزادسازي اورميه از دست قواي مسلح جيلوهاي آسوري كه مرتكب جنايت هولناكي در حق مسلمانان آذربايجان شده بودند. مستوره به همراه خانواده اش به سبب تبعيد پدرش سردار مجدالسلطنه افشار اورمي به تهران، بالاجبار «2» در پايتخت سكونت مي گزينند. مستوره به همراه خواهرش توران افشار ضمن پيگيري حقوق مسلمانان اورميه در فاجعه جيللوق و تلاش براي برگرداندن كتابخانه و اموال به غارت رفته پدرشان توسط قواي غارتگر روس «3» به فعاليت هاي اجتماعي و احقاق حقوق زنان نيز روي مي آورد.

مستوره افشار اورمي به كمك بانو محترم اسكندري «4» انجمن نسوان وطن خواه را در سال 1301 شمسي تشكيل مي دهد. پس از مرگ محترم اسكندري در سال 1303 شمسي، مستوره افشار به رياست جمعيت دفاع از حقوق زنان برگزيده مي شود.

اهم برنامه هايي را كه مستوره افشار در آن سال و در آغاز به كار رسمي جمعيت زنان تدوين كرد عبارت بود از لزوم سواد آموزي زنان، تاسيس بيمارستان براي زنان فقير، سرپرستي دختران يتيم، تهذيب و تربيت زنان، آشنا كردن زنان به حقوق اوليه خود، استفاده از كالاهاي توليد شده در صنايع داخلي، امكان داير كردن كلاسهاي آكابر براي زنان بزرگسال و … بطور كلي هدف وي بدست آوردن حقوق اجتماعي بانوان بود.

انجمن دفاع از حقوق زنان «نسوان وطن خواه» به رياست مستوره افشار در راستاي اهدافشان به موفقيت هاي بزرگي نيز نائل مي شوند. فعاليت هاي مستوره افشار تنها در اين موارد خلاصه نمي شود، وي جداي از نوشتن و انتشار دهها مقاله در رابطه با حقوق زنان و سخنراني هاي آتشين در دفاع از جامعه زنان، حتي براي نخستين بار در تاريخ ايران موفق ميشود كنگره ي نسوان شرق را در منزل شخصي خود در تهران ميزباني كند.

دومين كنگره بين المللي نسوان شرق در ششم آذر ماه سال 1311 در شهر تهران برگزار مي شود و نمايندگان زن كشورهايي چون تركيه، سوريه، لبنان، مصر، تونس، عراق، هندوستان و چند كشور ديگر به ايران آمدند تا با نطق هاي قاطع خود، نشان دهند كه براي احقاق حقوق مشروع زنان عزم خود را جزم كرده اند. در اين ميان، مستوره افشار كه به عنوان رئيس جمعيت نسوان ايران در اين كنگره حضور دارد، آن قدر نسبت به برگزاري اين جلسات مشتاق است كه پيشنهاد مي دهد جلسه مقدماتي كنگره را به منظور بررسي اهداف و جوانب، در منزل او ترتيب دهند. او با گشاده رويي از مهمانان خود پذيرايي كرده و شادمانه آمادگي خود را براي هر گونه كمك به برگزاري هر چه بهتر كنگره اعلام داشت.

به هرحال در جريان همين مذاكرات مقدماتي بود كه با توافق اكثريت، هيات رييسه هم مشخص شد. از جمله اعضاي هيات رييسه ي كنگره نسوان شرق عبارت بودند از: مستوره افشار، صديقه دولت آبادي، فخر عادل خلعتبري، نورالهدي منگنه، شاهزاده ملوك خانم اسكندري، عفت الملوك خواجه نوري، فخرآفاق پارساي و يازده نفر ديگر. تمامي اين زنان، از جمله مستوره افشار از زنان فعال عرصه هاي اجتماعي بودند و هر كدام، به نوبه ي خود، در پيشبرد اهداف كنگره تجاربي از پيش اندوخته بودند. متاسفانه در آن برهه از زمان فعاليت هاي مدني نسوان وطن خواه ايران با روحيات ديكتاتور مابانه رضاخان سازگار نبود هرچند كه او در ظاهر خود را علاقه مند به حقوق زنان نشان مي داد ولي تصميمات وي برخلاف اين مهم بود. جمعيت نسوان وطن خواه در حالي كه داراي 195 عضو رسمي بود در 1312 ه. ش با فرمان شخص رضاخان منحل شد. گفتني است كه مستوره افشار در اواخر عمرش سرپرست شيرخوارگاه تهران بود

كارنامه ي زناني چون مستوره افشار، صديقه دولت آبادي، نورالهدي زنگنه و ديگران تا حدود زيادي روشن است و به خوبي روحيه فعال و پويايشان را بازگو مي كند.

خانم مستوره افشار اورمي با و جود اين كه رياست انجمن را بر عهده داشت، حتي در اداره كلاس هاي شبانه ي زنان نيز به شدت فعاليت مي كرد و در راه گريز از جهل و خرافه به زناني كه تا آن روزها كنج خانه جايگاهشان بود كمك مي كرد.

وي كه تمام عمر در تكاپو و تلاش براي مردماني از جنس خودش بود، در سن 65 سالگي در سال 1325 شمسي درگذشت.

روحش شاد و يادش گرامي باد

پي نوشت و منابع:

ـ مجدالسلطنه افشار اورمي «جمشيد اردشير افشار» فرزند اردشيرخان سرتيپ افشار اورمي بود. سردار مجدالسلطنه به تبعيت از پدران خود وارد خدمت نظام شد و تا امير توماني ترقي كرد. مجدالسلطنه به همراه قواي عثماني آذربايجان را از تصرف ارتش تزار روس و جلوها آزاد ساخت. در سولو تپه نزديكي قوشاچاي به انتقام خون صدها هزار مسلمان آذربايجاني كشته شده شده به دست قواي مسيحي به جيلوهاي مسلح پا به فرار حمله كرده و انتقام سختي از آنان گرفت. مجدالسلطنه در زمان اتحاد اسلام والي آذربايجان شد و در تبريز اقامت كرد. روزنامه آذرآبادگان با پول مجدالسلطنه افشار به مديريت ميرزا محسن خان رفعت و نويسندگي ميرزا تقي خان رفعت به زبان تركي در تبريز منتشر شد. او علاوه بر مقام سرداري مردي بسيار روشنفكر متجدد و صاحب قلم بود كه به چندين زبان نيز تسلط داشت و همواره با عبدالرحيم طالبوف مراوده و مكاتبه داشت. ويليام جكسن نيز پس از ديدار با وي در اورميه در سفرنامه اش مجدالسلطنه را مردي بسيار شجاع متجدد و دانشمند معرفي مي كند.

قشون غارتگر روس پس از آنكه اورميه را اشغال نمود. به سبب كينه اي كه از همكاري مجدالسلطنه با عثماني داشت، اموال ارزشمند خانه او را غارت كرده و موزه معروف وي را با همه كتابهاي بسيار ارزشمندش به تفليس بردند. بعدها دختران مجدالسلطنه مستوره و توران اين موضوع را پيگيري كردند كه متاسفانه به سرانجام نرسيد. عشق ارغواني، طوق لعنت و ماشاا… خانم از آثار بجاي مانده مجدالسلطنه مي باشد كه هر سه در تفليس به چاپ رسيده است.

2 ـ مجدالسلطنه افشار اورمي پس از نقش برآب كردن نقشه هاي انگليس مبني بر تشكيل دولت مسيحي در غرب آذربايجان و در شهرهاي اورميه و سلماس مورد غضب استعمار پير واقع شد. انگليس از طريق مهره سياسي خود وثوق الدوله مجدالسلطنه را به اجبار به تهران تبعيد كرد. و نهايت وي بطور مظلومانه و پس از چندي زندگي در تبعيد نهايتا در رشت دار فاني را وداع گفت. جنازه وي را به تهران حمل و در ابن بابويه به خاك سپردند. مستوره افشار دختر مجدالسلطنه در نامه خود به تاريخ 15 ارديبهشت 1303 شمسي به مجلس ملي طبق سند شماره 2 / 151 كه به تازگي در قالب كتابي مستند تحت عنوان تحولات غرب آذربايجان توسط كتابخانه مجلس شوراي اسلامي منتشر شده است مي نويسد: در اواخر جنگ بين المللي اهالي مظلوم اورميه و سلماس و ساير حوالي آن از طرف نصارا جلوها و ارامنه قتل عام مي شوند و يكصدو سي هزار نفر به قتل رسانيده بودند. پدرم مجدالسلطنه افشار در استانبول بود. پس از شش ماه از واقعه دلسوز اورميه مطلع گرديد. براي استخلاص آن بدبختان به ايران مراجعه نمود و بقيه السيف آن بدبختان را خلاص كرد. بعد از متاركه جنگ بين المللي ارامنه نصارا و جيلوها از پدرم به انگليس ها شكايت نمودند كه مجدالسلطنه افشار با ما جنگ كرد و مانع شد كه اهالي اورميه وسلماس و ساير حوالي آن را به قتل رسانيده در آنجاها يك حكومت «آثورستان» تشكيل دهيم. انگليس ها پدرم را توقيف و ده ماه حبس كردند. پس از هزاران زحمات و مشكلات كه پدرم را آزاد نمودند از رئيس دولت وقت وثوق الدوله كه اجازه داده بود انگليسي ها پدرم را حبس نمايند خيلي استدعا و اصرار نموديم كه اجازه دهند برويم در اورميه در املاك خودمان زندگي كنيم… قبول ننمودند. جبرا مثل اسير پدرم را با عائله به طهران آوردند چون اسير انگليسي ها بوديم.

3 ـ مستوره افشار در نامه ذكر شده «15 ارديبهشت 1303 به سند شماره 2 /151 ـ به نقل از صفحه 428 ـ429 كتاب تحولات غرب آذربايجان» مي نويسد: كتابخانه بزرگ و معروف پدرم را كه هم اش خطي و پر از مينياتورهاي قديم و ناياب بود و بيست و پنج عدد از اين كتاب ها چنان ناياب بود كه در كتابخانه معرف لندن هم نسخه آنها پيدا نمي شد. بيست عدد تابلوهاي بزرگ و قديم كار نقاش هاي قديم ايران، شانزده هزار سكه هاي قديم ايران و تمام دول اسلامي ـ تخت هاي خاتم، خوان هاي خاتم، فرش و پرده هاي ذي قيمت، اسباب نقره، طلا و ساير هزار نوع اشيائ ذي قيمت ما را در تفليس و هم در باطوم به ژنرال قونسولگر تفليس و قونسولخانه باطوم آورده به فروش رسانيده و حيف و ميل نمودند. تمامي اهالي قفقاز مي دانند و شاهد هستند روزنامه هاي قفقاز در اين موضوع نوشته و حركات شرم آور دولت عليه را تنقيد نموده اند.

4 ـ يرواند آبراهيميان در كتاب ايران بين دو انقلاب مي نويسد: محترم اسكندري همسر سليمان اسكندري و مدير يكي از اندك مدارس دخترانه در ايران بود. عمده فعاليت آنان مبارزه براي وضع قوانين حمايتي زنان، برگزاري كلاسهاي سواد آموزي، انتشار مجله و اجراي نمايشنامه براي ارتقاي سطح آگاهي عمومي بود.

ـ تحولات غرب اذربايجان ـ به روايات اسناد مجلس شوراي ملي ـ به كوشش علي ططري، رحيم نيكبخت ـ انتشارات كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي ـ چاپ اول 1390 صص 431 ـ 428

ـ دايره المعارف زن ايراني، صص 100 ـ99 ـ توبه زمستوري، چاپ اول 82 ـ ص 139 ـ ماخذ ـ مشاهير علمي فرهنگي آذربايجان غربي، پرويز عقلمند ـ انتشارات قصيده سرا ـ تهران 1385

ـ روزنامه سرمايه، شماره ي 278 صفحه 8 «زنان» تاريخ  28/6/85  ماخذ: اولين هاي اورميه ـ محمدصبحدل، امير اكبري ـ نشر بوتا ـ صص 39 ـ 41

ـ ايران بين دو انقلاب ـ يرواند آبراهاميان، ترجمه احمد گل محمدي و محمد ابراهيم فتاحي ـ تهران، نشر ني، چاپ سوم 1378 صص 159 ـ 160

ـ مهدي مجتهدي، رجال آذربايجان در عصر مشروطيت، به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، انتشارات زرين ص 38

ـ بزرگان و سخن سرايان آذربايجان غربي، محمود راميان، محمد تمدن، علاالدين تكش ـ چاپ مهر آيين نو 1344 صص 55 ـ 54

ـ سفرنامه جكسن، ابراهم و . ويليامز جكسن ـ ترجمه منوچهر اميري، فريدون بدره اي، تهران، انتشارات خوارزمي ـ چاپ اول 52 ـ ص 120 «مستوره افشار اورمي، اولين فعال حقوق زنان در ايران، نوشته: محمدعلي ارجمندي دي ماه 91 »

 

 

Reprint from IranTürk

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments