Wednesday, September 15, 2021
HomeGüneyروزهای خونین خلخال / تایماز نظمی

روزهای خونین خلخال / تایماز نظمی

Author

Date

Category

ریچارد کاتم استاد علوم سیاسی دانشگاه پتسبورگ آمریکا در جمع بندی از نقاط قوت و ضعف فرقه دموکرات آذربایجان می نویسد:" حتی مخالفان پیشه وری اذعان داشتند که اصلاحات انجام شده در شهر تبریز در طول یک سال حکومت پیشه وری بیش از بیست سال حکومت رضا شاه بوده است." [1] اما تغيير سياست جهاني در آذرماه 1325سير حوادث آذربايجان را به سوي ارتجاع و به زيان آزادي سوق داد.

 قوام پس از خاطر جمعي از شوروي، به بهانه تامین امنیت برای برگزاری انتخابات به آذربایجان لشگرکشی کرد. زمانی که ارتش دولتی وارد آذربایجان شد فضای وحشتناک و ترس آوری ایجاد کرد. سربازان دولتی تاراج را آغاز کردند، همه جا را غارت می‌کردند و می‌بردند ، هرچه به دستشان می‌رسید به آن هم رحم نمی‌کردند. (در مقام مقایسه) ارتش روس‌ها از رفتار و کردار بغایت بهتری برخوردار بودند. ارتش دولتی که خود را ارتش نجات بخش می‌نامید، قشون درنده و اشغالگر بود. این ارتش زخمهای وحشتناکی بر جسم و جان مردم آذربایجان به جای گذاشت. خرمن های دهقانان سوزانده شده نابود گشتند، زنان و دختران روستاییان آذربایجان مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. خانه‌های مردم غارت و چپاول شدند ، اغنام و احشام (چهارپایان ) دزدیده شده به غارت رفتند. ارتش دولتی خارج از کنترل بود. در ظاهر ماموریت ارتش شاهنشاهی ، آزادی و نجات آذربایجان بود اما این ارتش مردم عادی را مورد شکار قرار داد و ویرانی، غارت و مرگ از خود بجای گذاشت. [2]

رژیم پهلوی  با قتل ، غارت ، کشت و کشتار ،  تجاوز ،  تصرف و ایجاد رعب و وحشت، بزرگترین جنایت بشریت در قرن بیستم را مرتکب شدند.

متاسفانه یکی از اولین نقاطی از آذربایجان (البته بعد از واقعه زنجان) که به تصرف نیروهای دولتی در آمد منطقه خلخال بزرگ (شامل شهرستانهای خلخال، کوثر و کاغذکنان فعلی ) بود. این مقاله به برخی اعمال شنیع رژِیم پهلوی در پاییز 1325 اشاره کرده و برگهایی از  تاریخ خونین منطقه خلخال  را ورق می زند و گوشه هایی از سیمای واقعی عملیات به اصطلاح رهایی آذربایجان را عیان می سازد.

 

1- درگیریهای متعددی موافقان و مخالفان فرقه در خلخال

منطقه خلخال  بر خلاف بسیاری از مناطق آذربایجان در طول حیات یکساله حکومت ملی آذربایجان شرایط متفاوتی را تجربه کرد. این منطقه به دلیل نزدیکی به گیلان و همچنین فرار بعضی از مخالفان فرقه از اردبیل و خلخال به گیلان، شاهد درگیریهای متعدد و گوناگون موافقان ومخالفان فرقه بود. 

بنا بر اسناد تاریخی، پایگاه مخالفان کمیته ولایتی خلخال در طالش مستقر بود. و این منطقه به پایگاهی مشترک برای مخالفان حکومت ملی آذربایجان و همدستان آنها تبدیل شده بود. نیروهای مخالف فرقه دموکرات، با کمک نیروهای مسلح خانم ملکه طالشی در طول یکسال بارها درگیریهای متعددی در کوهها و مرز میان خلخال و گیلان بوجود آوردند و درنهایت هم با کمک نیروهای ارتجاعی دولتی به قتل و عام مردم بی گناه خلخال پرداختند. [3]

در این نوشته بخوبی مشخص می گردد مخالفان فرقه چگونه از چنگ فدائیان فرار نموده ودر منطقه طالش به تجدید قوا می پردازند. روزنامه اطلاعات می نویسد: " ایرج دارائی ساکن محال شاهرود خلخال پس از آنکه این منطقه به تصرف دموکراتها در می آید شروع به مبارزه با آنان نمود . در تاریخ 28 اردیبشهت 1325 در زد و خوردی که بین دارائی و فدائیان فرقه در می گیرد ایراج دارائی چون قوای کافی برای مبارزه با دموکراتها نداشته ناگزیر خلخال را ترک و به طرف ارتفاعات طالش و  گیلان متواری می شود.دارائی در رشت با حاجی کلانتری و سرتیپ پور هم آهنگ شده و در صدد تهیه اسلحه بر می آید." [4] تا در عملیات به اصطلاح رهایی آذربایجان بخوبی بتواند نقش خود را به عنوان یک جلاد خوش خدمت ایفا نماید

 

2- آذربایجان در اندیشه مذاکره؛ پهلوی در اندیشه قتل و عام

از اوایل سال 1325 در حالی که رفت و آمد بین سران حکومت ملی آذربایجان و حکومت مرکزی وقت، جهت رسیدن به تفاهم ادامه داشت  ولی در پشت پرده قوام السلطنه و رژیم پهلوی به مناطق مرزی فرقه دموکرات آذربایجان در قالبهای مختلف نیرو اعزام می کرد. منطقه خلخال از جمله مناطقی بود که عشایر مخالف فرقه و برخی مخالفان مستقر در طالش از تابستان شروع به نفوذ در این منطقه کردند.[5]

دولت قوام پس از امضای موافقت نامه با سادچیکوف و اطمینان از روش سیاسی دولت شوری ، در دوم اردیبهشت 1325 به عنوان پایه و اساس مذاکرات تصمیاتی توسط هیئت دولت خود اتخاذ کرده و به حکومت ملی آذربایجان ارسال کردند. حکومت ملی هم دعوت دولت قوام را پذیرفت و در هشتم اردیبشهت هیئت نمایندگی آذربایجان به سرپرستی پیشه وری وارد تهران شد.

مذاکرات بین هیئت نمایندگی آذربایجان و نمایندگان دولت مرکزی پس از 15 روز منجر به نتیجه نگردید و هیئت نمایندگان آذربایجان روز بیست و سوم اردیبشهت به تبریز بازگشتند. لیکن مذاکرات قطع نشد قرار بر این شد کمیسیونی از تهران به تبریز رفته و در محل، مطالعه برای یافتن راه حل مسائل مورد اختلاف را دنبال کنند.

روز بیست و یکم خرداد 1325 یک هیئت ده نفری سیاسی – نظامی به ریاست مظفر فیروز معاون سیاسی نخست وزیر وارد تبریز شد و مذاکراتی را که در تهران بین نمایندگان آذربایجان و حکومت مرکزی آغاز شده بود دنبال نمود و در تاریخ 23/3/1325 منجر به امضای موافقت نامه 15 ماده ایی گردید[6].و…. همه اینها در حالی صورت می گرفت که حکومت مرکزی پشت پرده در اندیشه قلع و قمع آذربایجان بودند.

سرهنگ سید احمد جان پولاد در کتاب سرگدشت یک افسر ایرانی به هدف رژیم پهلوی اعتراف نموده و چنین می نویسد:" منظور اینجانب از شرح دادن حوادث آذربایجان در سال 1324 این است که تفصیلا جریان اردوکشی را جهت قلع و قمع حکومت قلابی پیشه وری در سال 1325 در این سرگذشت به رشته تحریر درآورم زیرا شخصا در این اردوکشی شرکت نموده ام."[7]

در منطقه خلخال همزمان با مذاکرات حکومت ملی آذربایجان و حکومت مرکزی و بر خلاف موافقت نامه های اتخاذ شده چریک های عشایر  از شش ماه قبل وارده منطقه شدند ودر نهایت در آذر خونین 1325 در قلع و قمع مردم آذربایجان مشارکت نمودند.

محمود محمد هدایتی می نویسد:" بعد از سازماندهی ستون عشایر در گیلان به وسیله سروان امیر فتحی آلارلو چند قبضه تفنگ و دوازده هزار فشنگ به آنها داده شد.  از این رو سواران عشایر که از اواسط تابستان به منطقه اردبیل نفوذ کرده و چند عملیات نامنظم انجام داده بودند، با هماهنگی بیشتر و تقویت نیرو، آماده جنگ نهایی با عناصر فرقه دموکرات در منطقه خلخال و اردبیل  شدند."[8]

در کتاب غائله آذربایجان با اشاره نقش استراتژیک منطقه خلخال و اردبیل آمده است:"  در این جبهه  به میهن پرستی عشایر این منطقه اطمینان کامل بود زیرا از پنج ماه پیش با تمام تذکرات و فشارها این عشایر به وسیله پسران وکیلی اردبیلی و عده ای از افسران فداکار مسلح شده با رسانیدن تجهیزات و اسلحه لازم این بی نظمی و جلب توجه کامل را تدارک دیده بودند."[9]

 

3- عملیات به اصطلاح نجات آذربایجان و قتل و عام در خلخال

در آذرماه 1325 عملیات به اصطلاح نجات آذربایجان با اعزام سه ستون از یگان های رزمی ارتش ایران از محورهای زنجان- تبریز، کردستان- میاندوآب- مهاباد،رشت- آستارا- اردبیل آغاز شد.[10]

علاوه بر سه محور فوق الذکر  تصمیم گرفته شد برای منطقه خلخال قوای مستقل ترتیب داده شود. که چریک های عشایر اردبیل و خلخال و مغان طرافدار رژیم شاه که  برخی از آنها از  تابستان در منطقه نفوذ کرده بوند. یک نوع گرفتاری دائمی برای دموکرات ها ی خلخال ایجاد کنند.

سازماندهی ستون عشایر در گیلان به وسیله سروان فتحی آلارلو بود که آنها را مسلح کرده و به جنگ مردم می فرستاد و در این قضایا بخشی از عشایر شاهسون که با حکومت ملی آذربایجان مخالف بودند و در خدمت حکومت تهران بودند شرکت مستقیم داشتند و آنها بیشترین کشتار و قتل و غارت را انجام دادند.[11]

در کتاب غائله آذربایجان طرح کلی عملیات نظامی را چنین بیان می کند:" عملیات سرکوبی آذربایجان که طبق دستور باید انجام می شد بوسیله سه ستون اصلی قوام به  علاوه عملیات عشایری به این شرح انجام شود: یک ستون در محور زنجان- تبریز که مهمترین ستونها بود …یک ستون از کردستان که ماموریت داشت از محور تکاب- شاهین دژ و میاندوآب حرکت کند…. یک ستون از رشت به آستارا برا ی بستن راه مرز شمالی و خاتمه دادن از آمد و رفت دائمی مهاجرین ماجراجو جلوگیری بعمل آید.دموکراتهای منطقه اردبیل، اهر و خلخال را گرفتار نمایند."[12]

در کتاب مروری بر ظهور و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان آمده است:" ارتش 50 هزار نفری شاهنشاهی که سرتا پا مجهز به سلاح های معاصر شده بود(10 هزار نفر برای احتیاط در اطراف تهران نگه داشته شده بود) با کمک 50 هواپیمای بمب افکن، 65 تانک زرهی،174 قبضه توپ، 3 هزار مسلسل و تعداد زیادی خمپاره انداز و مین ، در چهارم دسامبر 1946 (13 آذر) در ساعت 7 صبح در سه جهت زنجان- تبریز، تکاب – میاندوآب و آستارا –خلخال به سوی آذربایجان دست به تهاجم زد"[13]

روزنامه اطلاعات مینویسد:" ودر حمله اخیر ] آذر 1325[ ارتش شاهنشاهی به خلخال حمله می کند و پس از چند زد و خورد شدید پاسگاههای فدائیان را در منطقه شاهرود خلخال خلع سلاح کرده و در خلخال با شاهسون ها تماس می گیرد. ودر قلع و قمع کامل دموکراتها کوشش فراوانی مبذول می دارد. از افرادیکه در واقعه خلخال بر علیه دموکراتها به جنگ و جدال پرداختند اقایان وطن دوست، نقی و هاشم وکیلی می باشند که آنان هم فداکاری زیادی از خود نشان دادند."[14]همچنین این جنایتکاران آقاجان طرفدار فرقه هم را به قتل می رسانند.

منطقه خلخال بعد از زنجان جزء اولین مناطقی بود که به اشغال ارتش تا دندان مسلح شاهنشاهی درآمد. در کتاب غائله آذربایجان در بخش رهائی آذربایجان چنین آمده است.:" ……و از روز 6 آذر نیز عملیات تهاجمی شاهسون ها که طبق نقشه و اقدامات مخصوصی از طرف ستاد ارتش تنظیم شده بود آغاز گردید و چند نقطه مهم خلخال همانند خمیص در اطراف هروآباد اشغال و فعالیت در این سمت نیز آغاز شد ولی متجاسرین در این قسمت در صدد تقویت و مقاومت خود بر آمده تصمیم گرفتند به آسانی مواضع خود را از دست ندهند."[15]

 تصمیم گرفته شد " با هماهنگی بیشتر و تقویت نیرو، آماده جنگ نهایی با عناصر فرقه دموکرات در منطقه خلخال و اردبیل  شدند.  از طریق گیلان وارد منطقه شده و یک نوع گرفتاری دائمی برای دموکرات ها در منطقه اردبیل، مشکین اهر و خلخال ایجاد کرده آنها را از عملیات ارتش و اقدامات دولت مرکزی غافل کنند."[16]

 

3-1:جنگ کسالا [17]

در هشتم آذرماه 1325، غلام یحیی- از رهبران اصلی فرقه دموکرات به معیت رستم عیسی لو، نصرت اجیرلو، علیخان و بلوط قوجه بیگلو، هوار گیگلو با سواران مشکین، سراب ، خلخال، اردبیل و مغان به جنگ عشایر در کسالا رفتند و بار دیگر، نبرد سخت و شدیدی در گرفت. جنگجویان عشایر تاب مقاومت نیاورده و به طرف طالش عقب نشینی کرده وارد قریه خمیص خلخال شدند. در آنجا نیز با حدود دو هزار فدایی و سوار شاهسون طرفدار فرقه جنگیده و سیصد نفر از فداییان را به قتل رساندند و پانزده نفر از تفنگچیان عشایر مهاجر از جمله، قلعه میرزاکشته شدند، بنابراین نیروی مهاجر از لحاظ سلاح و مهمات در تنگنا قرار گرفته و عقب نشینی کردند.

جنگ کیسالا برای نیروی فرقه دموکرات از اهمیت زیادی برخوردار بود. به طوری که وقتی سید جعفر پیشه وری اخبار این درگیری ها را شنید، برای تقویت فداییان با ارسال تلگرافی از فداکاری فداییان و نقش ژنرال آذر به عنوان فرمانده نیروهای فرقه قدردانی کرد.

"… قلب مردم آذربایجان با شماست، اگر خدای ناکرده اتفاق سوئی روی دهد، همه مردم از زن و مردم به یاری شما خواهند شتافت و چنانچه لازم شود، خود من شخصاً آماده ام برای دفاع از آزادی سلاح به دست گرفته، دوشادوش شما در جبهه بجنگم " [18]

پس از شکست ارتش شاهنشاهی در جنگ کسالا آنها در صدد تقویت خویش برآمده و جهت حمله مجدد آماده شدند. پس از استقرار نیرو در زنجان و نقاط حساس اطراف آن منطقه، ستاد ارتش به تهیه عملیات در سمت میانه و تبریز پرداخت و اقدامات لازم را برای تکمیل عملیات قبلی جهت پیشروی شاهسونها در خلخال و تقویت آنان با مقدار کافی سلاح و تجهیزات معمول گردید.

" سرهنگ سید احمد جان پولاد "  در خاطرات خود در مورد عمليات به اصطلاح  رهايي آذربايجان از استيلاي حكومت فرقة‌ دمكرات چنین می نویسد: " توضيح آنكه يك قسمت از سواران محلي اردبيل و شاهسون كه قبلاً توانسته بودند از موطن خود فرار و به طهران آمده، از طرف دولت مسلح گرديده و از طريق زنجان و خلخال براي تهديد [نيروهاي فرقه در] اردبيل به خلخال اعزام شده بودند، هم‌چنين به تيپ رشت از طرف ستاد  ارتش دستور داده شده بود، به محض شروع عمليات از راه كنارة‌ بحر خزر به آستارا متوجه شود…."[19]

کتاب غائله آذربایجان در  این زمینه می نویسد:" نظر کلی شاه بر این بود که تمام ستونهای اعزامی روز 18 آذر حمله خود را آغاز نمایند و همزمان با این حمله دستجات عشایری هم هروآباد مرکز خلخال را تصرف کرده به طرف اردبیل حرکت نمایند تا در تمام مناطق قوای متجاسرین یکباره گرفتار تهاجم شده از این طریق به مقاومت آنان خاتمه داده شود."

در کتاب آذربایجان ایران ، آغاز جنگ سرد آمده است: در 11 دسامبر(20 آذر) اوضاع نه فقط در تبریز بلکه در جاهای دیگر نیز بحرانی بود. ساری جالینسکی از اردبیل اطلاع داد که به شعب حزب دستورات شبستری و پیشه وری مبنی بر توقف مقابله با نیروهای دولتی رسیده است. از طرف دیگر پیشه وری به سرهنگ محمدی وند فرماندهی نیروهای پارتیزان و نطامی خلخال و اردبیل دستور داد با گماردن یکی از افسران در پست خود شخصا به تبریز عزیمت نماید[20]

 

3-2: کشتار در روستای داش بولاغ

ارتش شاهنشاهی ایران هرجا را که اشغال می کردند قتل و غارت و آتش افروزی به راه می انداختند و در منطقه خلخال هم این ارتش مردم بی گناه را قتل و عام کرده. میر نبی عزیززاده در کتاب " تاریخ دشت مغان" در این باره می نویسد:

"… بعد از سازماندهی عشایر در گیلان به وسیله سروان امیر فتحی آلارلو …  عده ای از سواران شاهسون از طالش و خلخال وارد قریه داش بولاغ شدند و در آنجا با فدائی ها جنگیدند و 27 نفر از آنا را به هلاکت رسانیدند و تعدادی را اسیر و خلع سلاح کردند.[21]

 

3-3: کشتار در روستای آق بولاغ [22]

دستجات مهاجر عشایر دوباره از لحاظ سلاح و تدارکات به وسیله سروان امیر فتحی آلارلو تقویت شده هشتاد قبضه تفنگ و … و 160 فشنگ گرفته، از طالش سرازیر شده، در قریه آق بولاغ با چند هزار فدایی تحت امر ژنرال آذر جنگیده، پانزده نفر را کشته و دوازده نفر را اسیر کرده به طرف خلخال باز می گردند.

 

3-4: سقوط هیرو و کیوی  در 21 آذر

 

داود امینی  که هنگام اعزام واحدهای ارتشی از مرکز به آذربایجان 15 روز این واحد ها را همراهی می کرد.  آغاز لشکر کشی به آذربایجان تا پایان این عملیات نظامی را در مجله " تهران مصور " سال 1325 شرح می دهد.

ایشان می نویسد:" روز 20 آذر به نیروهای دولتی گزارش رسید که هرو آباد مرکز خلخال به تصرف شاهسونهای طرفدار دولت در آمده است."[23]

در هرو آباد خلخال، پنجاه نفر از فداییان کشته شده و بسیاری از فداییان خلخال را دستگیر و آن منطقه را از سلطه فرقه دموکرات خارج ساختند، از عشایر نیر مردانی همچون بندعلی، رسول و حیدر آلارلو و عباسعلی فولادلو گرفتار فداییان شده وتیرباران شدند. همچنین عده ای دیگر از تفنگچیان عشایر مهاجر در جنگ کشته و از فرماندهان آنها حاجی علی محمدی و عدالت امیر فتحی و چوپان آقا و ایاز و امیرخان زخمی شدند.[24]

روز 21 آذر دستجات مهاجر عشایر مغان و اردبیل پس از قتل عام در خلخال و کیوی و کشتن  فداییان فرقه دموکرات و تصرف دفاتر آنان ، به طرف اردبیل حرکت کردند.

سرهنگ جان پولاد  می نویسد:" روز 23 آذر1325 … میهن پرستان اعزامی از راه خلخال نیز وارد اردبیل گردیدند"[25]

کریم خان صولتی به تحریک عوامل حکومت مرکزی در خلخال با افراد خود بر علیه حوکمت ملی در جنگ بود. از جمله با هاشم خان مرادی صدر فرقه دموکرات خلخال و بلال آزاد فرماندار خلخال می جنگید.[26]

روزنامه اطلاعات در خصوص مبارزه بخشی از روسای ایل شاهسون با حکومت ملی چنین می نویسد :" از سرداران ایل شاهسون آقایان امیر اصلان عیسی لو ، نصراله خان سرداد، نصرت پور، یحیی حاتم کیکلو، خوانین آلارلو و فولادلو ، کریم خان صولتی و خانواده وکیلی افرادی هستند که با نهایت شهامت و دلاوری تسلیم دموکراتها نشده و تا آخرین نفس با آنان در شهرهای اردبیل، خلخال و مشکین شهر به مبارزه پرداخته اند و جای آن دارد همه مورد تقدیر ستاد ارتش قرار گیرد.فعلا در پادگان اردبیل 700 نفر از افراد ایل شاهسون در منطقه اردبیل و خلخال تحت نظر سرتیپ بایندور مشغول انجام وظیفه هستند" [27]

همچنین داود امینی در ادامه در گزارشی تحت عنوان " با مردم خلخال چه کردند" می نویسد: "افراد و عشایری که از رشت و کوههای اطراف تحت سر پرستی سروان قلیچ خانی و سروان امیر فتحی با چند درجه دار و پسران وکیلی، وقتی داخل شهر خلخال شدند آنها تمام دهات بین راه تا اردبیل را غارت کردند. در تمام این کارها پسران وکیلی موثرترین عوامل بودند.متاسفانه سروان قلیچ خانی  و سروان امیر فتحی نخواسته یا نتوانسته  اند از بروز از این فجایع جلوگیری کنند."[28]

همچنین ایشان در ادامه با ابراز تاسف عمیق از وقایع خلخال می نویسد:" در شهر اردبیل، بر خلاف شهر های دیگر آذربایجان، وقایعی روی داد که بسیار تاسف انگیزبودنگارنده (داود امینی) تمام قسمت های آذربایجان را بازدید کردم و در هیچ یک از شهرهای این استان، نظیر وقایعی که در اردبیل و اطراف آن روی داد اصلا سابقه نداشت."[29]

ایشان به نقل از جعفر مهدی نیا نوشته است:" من شاهد قتل 46 نفر از افراد بیگناهی بودم که به نام همکاری با دموکراتها به دست همین ماجراجویان به قتل رسیده و خانه هایشان غارت شد. در حالی که در طول مدت یک سال حکومت پیشه وری، دموکراتها فقط سه نفر را به جرم دزدی مسلحانه در اردبیل اعدام کردند. "[30]

 

3-5: دزدی افراد وابسته به ارتش شاهنشاهی در خلخال

در همان لحظات اولیه ورود قشون، انبارهای آذوقه و لوازم فنی و مقادیر قابل توجهی فرش و اثاثیه قیمتی و عتیقه جات را شبانه با ماشین های دولتی و ارتشی از منطقه خارج کردند. اکثر مالکین نیز به اتکاء مقامات دولتی بهره مالکانه زمان حکومت فرقه دموکرات را از رعایا خواستار شدند و با فشار ژاندارمری چندین برابر از مردم دریافت داشتند. ایادی خانها و وابستگان به ارتش ایران بعد از اشغال شهرها دست به دزدی و غارت در آنجا می زدند و در خلخال هم این افراد موجودی اداره دارائی این شهر را دزده بودند . خبرنگار اطلاعات در این مورد می نویسد:" … بعضی از افراد دیگر که در منطقه اردبیل با ارتش همکاری داشته اند اخیرا قریب به چهار صد هزار ریال که در اداره دارائی خلخال بوده را گرفته اند و مردم می گویند پولهائی که در صندوق اتحادیه کارگران اردبیل موجود بوده است نزد نقی وکیلی است و اسناد و مدارک کافی مبنی بر اثبات این امر نزد بازرسان وزارت دارائی که به این منطقه آمده اند می باشد"[31]

 

3-6: مشارکت  برخی خوانین  منطقه  در قتل عام مردم خلخال

اینان روسای طوایف شاطرانلو و فولادلو و خامس لر بودند . کریم خان صولتی ، جمشید امیر پور و غلامرضا امیر اسکندری که در گردهمایی سران عشایر ایران در سال 1327 شرکت داشتند از جمله کسانی بودند که با تفنگچیان خود به جنگ با فرقه دموکرات برخاسته بود.[32]

 

4-اوضاع  کاغذکنان  و غرب خلخال در آذر1325

کاغذکنان از قدیم الایم یکی از بخش های منطقه خلخال بود که در سال 1358 هجری شمسی از خلخال منفک و به شهرستان میانه محلق شد.

در فجایع آذر1325 قسمت غربی خلخال (شامل بخش خورش رستم شمالی- کاغذکنان(آق کند) و ساکنین حاشیه رودخانه قزل ازون و بخش سنجبد کیوی) مورد تعرض نیروهای دولتی به فرماندهی سرهنگ هاشمی گردید.

در این جبهه  فدائیان خلخال به فرماندهی میرحیدر عزیزی سعی داشتند به دفاع از دستاوردهای فرقه دموکرات بپردازند که متاسفانه نهایتا بعد از کشته شدن همراهان و همرزمانش به اسارات نیروهای ارتجاعی د رآمد و به دارآویخته شد.[33]

ستون شرقی ارتش به اصطلاح آزادی بخش شاهنشاهی از ساعت 12 روز هجدهم آذر1325 شروع به پیشروی نمود.ولی در خاک کاغذکنان با مقاومت شدید دموکراتها مواجه گردید. نیروهای دموکرات در کاغذکنان بیشتر از فداییان بوند. فرماندهی آنها با غلامعلی رجبی و موسی پور بوده است. این نیروها در ارتفاعات کاغذکنان در توره داغی و تپه های سلیمان بلاغ مستقر بودند. دموکراتها به جبهه کاغذکنان که نقطه الحاق خلخال است اهمیت زیادی می دادند. مقاومت آنها در این جبهه زیاد بود و حتی با آنکه از منطقه حاج سیران عقب رانده شده بودند در شب 19 آذر برای پس گرفتن ناحیه مزبور به حمله متقابل پرداختند و تمام شب درگیری ادامه داشت. دموکراتها پس از تحمل تلفات به سلیمان بلاغ عقب نشینی کردند.

در روز 19 آذر ستون شرقی ارتش شاهنشاهی پس از جنگ شدید سلیمان بلاغ و رورونلی و خیرآباد را تصرف کرد و خود را دو کیلومتری آقکند رساند. ولی به علت مقاومت شدید دموکراتها در آقکند نتوانستند آنجا را سریعا اشغال کنند. ارتش  با ضربات شدید و پیاپی بلاخره موفق شد فداییان را به عقب رانده و آقکند را از دست آنان خارج سازد.

در روز 20 آذر کوشش ستون شرقی ارتش شاهنشاهی مصروف اشغال ارتفاعات آقکند (توره داغی) و تعاقب دشمن شد. در روز 21 آذر جنگ شدیدی در روستای قوشابلاغ درگرفت عده ای از دموکراتها کشته و اسیر گردیدند و سپس ستون بدون برخورد به سوی روستای ممان حرکت کرد. هنگام عقب نشینی دموکراتها از اطراف قزل اوزن عده ای از آنان از جمله محمد شکاری کشته شدند. عده ای از فداییان باقی مانده به روستاهای دورافتاده خلخال و اردبیل پناهنده شده و در آنجا تا زمان عف عمومی مخفی بودند و بسیاری نیز از رودخانه آراز گذشته و به جمهوری آذربایجان پناهنده شدند.

اکبر پرندی در کتاب  کاغذکنان در گذرگاه تاریخ می نویسد:" … بعد از تصرف کاغذکنان توسط ارتش شاهنشاهی سواران ذوالفقاری به دنبال آن وارد کاغذکنان و منطقه شدند و به غارت و چپاول اموال و خانه های فداییان و بستگان آنان پرداختند و از هیچ گونه آزاری به اهالی دریغ نکردند.در پی آنان خانهای فراری به کاغذکنان برگشتند و علاوه بر بهره سال 1325 بهره مالکانه سال قبل را تیز از کشاورزان به زورگرفتند و هرچه می توانستند بر ظلم و تحقیر نسبت به روستائیان افزودند."[34]

 

 

5-               اسامی برخی شهداء خلخال

 

1-    میر حیدر عزیزی: مير حيدر عزيزي ء حيدر بلال اوغلو در سال 1270 در زاويه خلخال متولدشده ودرسال 1296 به عضويت حزب ( عدالت ) مي گردد ودر اثر فشار دوره رضا شاهي باجبار از انزلي به خلخال كوچ مي كند در سال 1321 به عضويت حزب توده در مي آيد در سال 1324 با افتخار به فرقه دموكرات آذربايجان مي پيوندد در انتخابات دوره 14 در تبريز از ياران نزديك پيشه وري بوده است مير حيدر بارها با خوانين شاهرود و اكرم خان خورش رستم در گيري داشته است پس از 1325 با 43 نفر فدائيان در خورش رستم خلخال دستگير واعدام مي گردند 0

 

2-    يحيي شيخي :  در سال 1300 در اردبيل متولدشده بعداز اتمام دانشكده افسري با درجه ستواني به تيپ اردبيل فرستاده مي شود در سال 1324 در برزند محال گرمي با سربازان خود به دموكرات آذربايجان مي پيوندد ودر اوايل سال 1325 به فرماندهي منطقه خلخال تعين مي گردد پس از ورود ارتش شاه به اردبيل با 39 نفر درپادگان اردبيل به جوخه اعدام سپرده مي شود 0

 

3-     سرهنگ یوسف مرتضوی خلخالی:  سرهنگ مرتضوی خلخالی در انزلی و از پدر و مادر خلخالی الاصل به دنیا آمده است. ایشان نقش پررنگی در حیات یکساله فرقه دموکرات آذربایجان داشتند.  بنا به نوشته کتاب سرگذشت یک افسر ایرانی پس از صدور اجازه و فرمان مقام عالی در تاریخ 10 دیماه 1325 در محلی واقعه در جنوب سربازخانه هنگ 27 پیاده ]تبریز[ تیرباران گردید.

 

4-    بابا عزیزی: روزنامه اطلاعات در خبری اعدام بابا عزیزی در خلخال را چنین می نویسد:" خلخال 6 شهریور – بابا عزیزی که یکی از سر دسته های متجاسرین خلخال بود پریروز صبح بدار آویخته شده است.

 

 

منابع و مراجع:

 


[1]– ریچارد کاتم- ناسیونالیسم در ایران ص 151

2 – ویلیام داگلاس – سرزمین‌های شگفت انگیز و مردمانی مهربان– ترجمه حمید دادیزاده تبریزی

 

 

[3] – خاطرات محمدتقی صدقدار-

[4] – حسین علیزاده (باریش مرندلی)-  حکومت ملی آذربایجان، مروری بر نسل‌کشی 21 آذر 

 

[5] – محمود محمد هدایتی – مقاله " جنگ کیسالا و سقوط اردبیل"

      –[6]نشر جامی- گذشته چراغ راه آینده

[7] – سرهنگ سيداحمد جان پولاد – سرگذشت يك افسر ايراني / نشر شیرازه

 

[8] – محمد محمد هدایتی – سایت مرکز مطالعات تاریخی اردبیل

[9] – بیانی خانبابا، غائله آذربایجان، تهران: زریاب 1375

[10]–  نشر جامی- گذشته چراغ راه آینده

[11] – محمود محمد هدایتی

[12] بیانی خانبابا، غائله آذربایجان، تهران: زریاب 1375

[13]– رحیملی اکرم ؛ ترجمه: گونئیلی، آیدین مروری بر ظهور و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان

[14]– علیزاده حسین (باریش مرندلی)، حکومت ملی آذربایجان، مروری بر نسل‌کشی 21 آذر ، 1392

[15]– بیانی خانبابا، غائله آذربایجان، تهران: زریاب 1375

[16] – هدایتی، محمود محمد

[17] – سایت روستای کسالا(کوهساره)

[18]– نشر جامی- گذشته چراغ راه آینده

[19]– سرهنگ سيداحمد جان پولاد – سرگذشت يك افسر ايراني / نشر شیرازه

[20] حسنلی جمیل، آذربایجان ایران ، آغاز جنگ سرد، ترجمه: صوفتی ، منصوره ، تهران ، شیرازه 1385

[21] – عزیززاده میر نبی، تاریخ دشت مغان، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 1385

[22] حسین علیزاده(باریش مرندلی)، حکومت ملی آذربایجان، مروری بر نسل‌کشی 21 آذر ، 1392

[23] – شاهرخ فرزاد-  فرقه دموکرات آذربایجان از تخلیه تبریز تا مرگ پیشه وری- نشر اوحدی

 

[24]www.tarikheardabil.blogfa.com

[25] – سرهنگ سيداحمد جان پولاد – سرگذشت يك افسر ايراني / نشر شیرازه

[26] – حسین علیزاده (باریش مرندلی)، حکومت ملی آذربایجان، مروری بر نسل‌کشی 21 آذر ، 1392

[27] – همان

[28] –  فرزاد شاهرخ –  فرقه دموکرات آذربایجان از تخلیه تبریز تا مرگ پیشه وری- نشر اوحدی

[29] – همان

[30] – همان

[31] – علیزاده حسین (باریش مرندلی)، حکومت ملی آذربایجان، مروری بر نسل‌کشی 21 آذر ، 1392

[32] – همان

[33] – هدایتی محمود محمد، سایت مرکز مطالعات تاریخی اردبیل

[34] –  پرندی اکبر، کاغذکنان در گذرتاریخ، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 1381

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments