Thursday, September 16, 2021
HomeGüneyمصاحبه آنادیلی تی وی با علیرضا نظمی افشار

مصاحبه آنادیلی تی وی با علیرضا نظمی افشار

Author

Date

Category

 

مصاحبه گزارشگر آنادیلی تی وی

با دکتر علیرضا نظمی افشار رئیس کنگره جهانی ترکان ایران

 

” گزارشگر آنا دیلی تی وی”

س: جناب دکتر نظمی افشار، از اینکه درخواست ما را پذیرفته و فرصت این مصاحبه را بما داده اید از شما تشکر میکنم.  حضرتعالی که ریاست کنگره ترکان ایران را بعهده دارید لطفا برایمان بفرمائید دلیل ادغام کنگره و آنادیلی چه بوده است؟

ج: متشکرم از اینکه بمن فرصت میدهید که در چند کلام کوتاه، دلایل این اتحاد و ادغام را بعرض ملتمان برسانم.

این موضوع دو  سالی است که مورد بحث مدیران، مسئولین و علاقمندان کنگره  بوده و در داخل و خارج رایزنی های مفصلی در این باره انجام شده است.

کوتاه سخن اینکه، تطابق اصول و معتقدات، و  همگونی روشها و تاکتیک ها از آغازِ  شروع بکارِ این هردو سازمان، آشکار بود. عده ای اصولاً از بدو تاسیسِ آنا دیلی تی وی، که بعد از رسمیت کنگره انجام شده بود، بر چنین ادغامی معتقد بودند.  بالاخره در غایت، دوستان متفقاً باین نتیجه رسیدند که بمنظور تمرکز مدیریت، جلوگیری از تشتت های احتمالی، اجتناب از اتلاف انرژی، متابعت از نورم و استانداردهایِ جهانی، کنگره همان گونه که بود، بعنوان بازوی تشکیلاتی و سیاسی این تفکر مشترک ادامه کار بدهد و آنادیلی تی وی و سیته آن در مقام بازوی تبلیغاتی وآموزشی،  ضمن انعکاسِ ایدئولوژی و  آرمانهایِ  کنگره،

کما کان ، به امر خطیر خبررسانی که تا حال با توفیقی بی نظیرو اقبال مردم عمل نموده است ادامه دهد.

س: آقای دکتر، این تلفیق، چه عکس العمل هائی را در داخل و خارج داشته است.

ج:  نامه ها، پیام ها، ایمیل ها، تلفنها، صفحات پیام خصوص فیس بوک، همه شاهد تایید عمومی مردم از این اتحاد و ادغام است و ما، چه در کنگره و چه در آنادیلی تی وی، تا کنون یک انتقاد، ایراد،  یا حتی استفساری را در این مورد شاهد نبوده ایم. همه آنهائیکه با ما در تماس بوده اند، از این پیوند خوشحالند و تبریک گفته اند.  ضمنا اغلب نظرات مبتنی بر این است که  در آینده پیوند های صادقانه بیشتری را آرزو دارند. ما، در هردو شاخه، این تایید همگانی را بفال نیک میگیریم و از این اعتماد کسب انرژی میکنیم.

س: چه برنامه ها و سیاستهائی برای آینده دارید؟ آیا با این ادغام، تغییری در سیاست یا جهت های آتی را میتوان انتظار داشت؟  

ج: همانطور که ضمنِ عرایضم در جواب سئوال اول گفتم، این هر دوموسسه همان سیاست خود را که همیشه سیاستی منطبق و همسو بوده همانگونه ولی بصورت یک واحد سیاسی-اجتماعی ادامه خواهند داد و  آنادیلی تی وی مسئولیت تازه ای را مضافاً، بعنوان ارگان رسمی کنگره جهانی ترکان ایران بعهده خواهد گرفت.

س: بیانیه ها، سخنرانی ها وفعالیتهای کنگره و آنادیلی، هردو نشان میدهد که شما، با نظام ایران نوعی تعامل و سازش دارید.  آیا چنین است؟

 

ج:  این سئوال ظریف و حساسی است و طبعاً  پاسخی ظریف، اما شفاف و صادقانه لازم دارد. ما هم این سئوال ها را اغلب خواه از روی کنجکاوی، و بعضاً با نیاتی هدفمند میشنویم. لطفا در درک پاسخ حوصله کنید.

 بطوریکه در این پنجسال توجه کرده اید کنگره جهانی ترکان ایران، از بدو تاسیس، و آغاز بکار، در مجموعه ایدئولوژی جامعِ خود، برای  این مرحله، فقط یک آرمان و هدف مشخص دارد و آن رسمیت سراسری زبان ترکی آزربایجانی است.  البته  در کنار آن یک وظیفه جنبی را نیز بر عهده گرفته است و آن بازخوانیِ علمی تاریخ ملت ترک ایران، منطبق بر واقعیات تاریخی،بمنظورِ بی اعتبار کردن تاریخ و تاریخسازان مغرض و هدفمند میباشد.

و از طرفی هم معتقدیم که: “کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشتِ من”

تاریخ ملتها مملو است از فعالین و مبارزانی که به اتکا، یا آرزویِ حمایتِ بیگانه، بمیدان آمده، با کاربریِ تئوریِ “میان بر”، ودر آرزوی بنایِ قصری بر ماسه های ساحلِ خیال، تلاش کرده اند ولی میدانید که همگی، با نخستین امواجِ حساب شده و بیرحم اقیانوس، در هم پاشیده، و غایتاً رسوا یا، ورشکسته شده و از بین رفته اند.

یک واقعیتِ تلخ، مسلم و اجتناب ناپذیر را نباید فراموش کرد که: در پروسه ملت سازی، برای هیچ ملتی، انتخابی بنام “میان بر” و یا “جهش” وجود ندارد. آنهائیکه زود تر بمقصد میرسند، عاقلانه تر، متناسب تر و آگاه تر عمل میکنند و لاغیر.  خاصه برای ما، که هر یک، کم و بیش، به تناسبی، کوله باری از آموزه ها و تجربیات منفی گذشته را بدوش میکشیم، و از زیر صفر شروع کرده ایم، انتخابِ میان بر، جز گمراهی باری به ارمغان نمی آورد.  باز خوانی تاریخ، و آموزش به زبان مادری،  تنها داروی “پاکسازی”، برایِ این درد مزمن است که ما را به مرحلهِ تقریباً همگانیِ “حرمت به هویت واقعیِ خود، و رجعت به خویشتنِ خویش” میرساند. مسلماً، بعد از آن، مبارزه ما، تا حصولِ پیروزیِ نهائی، آسان و در شرایط نسبتاً برابر و منصفانه ای ادامه خواهد داشت.

اجازه بدهید بعد از این مقدمه کوتاه به اصل موضوع برگردیم. در یکی از نوشته های اخیر، ضمن توصیه وتذکر به دولتمردان ترک در داخلِ نظام، که “از حرکتِ ملی آنقدر عقب نمانند که در گرد و غبارِ راهِ طی شده، گم شوند”، ضمناً به اعتبار سنّی، به فعالان و نخبگان حرکت ملی در خارج نیزاشاره و یادآوری کردم که زینها آنقدر آوانگارد و پیشرفته نیاندیشند که گرد و غبارشان در افقِ  دشتِ بیکرانِ حرکتِ ملی، از انظار ملتمان ناپدید شده و نتیجتاً، با هم بیگانه شوند.  روح کلام اینست که از بدنه اصلیِ ملت نباید زیاد دورشد. چون این هردو، خواه پیشتازی، و خواه عقب ماندگی، موجب انفصال و جدائیِ تن از سر، و سر ازتن بحساب می آید و مرگ و فنا بدنبال دارد.

کنگره بر اساس این اصل تشکیل شده است که در فضائی منطقی وواقع نگرانه، و بدون گرفتاری در پنجه امیال و آرزوهائی که امروزه “ممکن” نیست، فقط آن چیزی رابگوید که درداخل میتوان گفت و فقط آنی را بخواهد که  در داخل میتوان خواست. و ضمناً آن خواسته باید، امری باشد که امروزه، اکثریتِ ملتمان آمادگی خواستن، یا اقلا تابِ  شنیدن آنرا دارند. هر خواستی که خیلی بیش از ظرفیتِ قبول،  و یا اقلا، تحمل قاطبه ملتمان باشد، شبیه تاکتیکِ ماهرانهِ فرماندهی خواهد بود که نیروی لازم را برای اجرای این تاکتیک، در اختیار، و پشتِ سرِ خود ندارد.

من اینرا سازش نمیدانم، زیرا سازش باری بسیار منفی حمل میکند که مولود فرصت طلبی،  خود فروشی، و عدم استقلال میباشد.  بدون حرمت به  اصول و قوانین حاکم، چه خوب، چه بد، چگونه میتوان توقع داشت که معتقدانِ آن اصول، یا مُصَوِبان و مجریان آن قوانین، بما اعتنائی داشته باشند، یا  برخی از خواستهای ما را حمایت کنند؟  میتوان در فراغت غربت، حمایت غریبه ها، و یا برای خوش آیندِ بیگانگان، جسورانه برید و دوخت، مرز ها را بهم زد، نظام ها را برانداخت، به اسلام اهانت کرد، و حتی تشییع را بی حرمت و بی اساس جلوه داد، ولی هدف باید بکارگیری نیروی اصلی داخل، در محدوده امکانات آگاهی و بیداری آنان باشد، تا آنها را به صف مقابل و یا خدای نا کرده، به نیت مقابله، با ما وادار نکند. پیش بینی این خطر و برخورد معقول و مقتضی با آن، یک سازش نیست، بلکه یک تعامل و مراعات منطقی برای دستیابی کم هزینه، به ممکنات و مقدورات است و بس. من در این مورد معجزه ای سراغ ندارم و آنهائی که وعده اعجاز میدهند، فقط عکس مار را میکشند

خوشبختانه تکثر فکری، و تنوع آرمانی، در حرکت ملی، بسیار کامل و وافر است. البته ما به صاحبان تمام این تفکرات احترام قائلیم و آرزو داریم که بتوانند  نیات خود را به محضر ملت بزرگمان ارائه دهند وآنرا آزادانه تبلیغ کنند، چون معتقدیم که قدرت و انتخاب نهائی با ملت است. اگر هدف ما پیشبرد مصالح ملی و حصول نیات عمومی است،  من آنوقت این سئوال را دارم که:

 آیا ما تمام آنچه را که قوانین موجود، حق مسلم ما میدانند و یا مسئولان امر  وعده آنها را کراراً داده اند، بدست آورده ایم که بفکر ورای قوانین و تعهدات بیفتیم؟ اگر قدرت و آمادگی گرفتن یک ماده موجود در قانون اساسی را نداریم،

صحبت از تغییر مرزها و  براندازی حکومتها، در وسع،  نیات و ظرفیتِ کثیری از ملتِ تازه از خواب قرون برخاسته ماهست؟ باید باور کنیم که هر بنای بدون پایه ای محکوم به ریزش است.

 هرکس، طبعاً  به مقتضای نیات و آرمانهایش میتواند این را یک “سازش”، “تعامل”، یا

 “مطالبهِ ضروریات ممکن،  و ممکنات ضروری”     بنامد.

در غایت، انتخاب نهائی با ملت است و ما هرگز  خواسته های خود را تنها راه ممکن و موجود نمیدانیم و عاشق افکار خود نیستیم.  ولی بجز در شرایط اضطراری، پرداخت هزینه های گزاف را برای اهدافی ولو مقدس، که برای اکثر ملتمان توهماتی نا مقبول بیش نیست، ضروری نمیدانیم. 

س: با احزاب داخل، و اصول گرایان یا اصلاح طلبان چه رابطه ای دارید؟ آیا در آینده امکان اشتراک یا هماهنگی سیاسی وجود دارد؟

ج: بیانی را به گلادستون نماینده مجلس عوام انگلیس نسبت میدهند :” انگلیس نه دوست ثابت دارد و نه دشمن ثابت، بلکه یک مصلحت ثابت دارد که دوستان و دشمنانش بر اساس آن مصلحت، مدام تغییر میکند”

کنگره با هیچ حزب یا تفکری، نه دشمنی ثابت دارد و نه دوستیِ دائم.

کنگره فقط  یک خواست منطقی، قانونی و اخلاقیِ خود را دارد که ثابت و غیر قابل مذاکره است   و بقول معروف خط قرمز کنگره میباشد و آن

 “رسمیت سراسری زبان ترکی آذربایجانی”

است. هر حزب، تفکر، سازمان، اقلیت، اکثریت، تندرو، میانه رو، اصول گرا، و یا اصلاح طلب  که به این مطالبه ما حساس، و با آن همدل باشد،  و آنرا علناً در برنامه کار خود قراردهد، نتیجتاً حمایت، رابطه و صداقت آشکارِ ما را با خود خواهد داشت.

روشن است که احزاب از افراد، و بدست افراد تشکیل شده اند، طبعا کنگره نیز بدلیل قرابت و تجانس فکری در زمینه های اعتقادی با اغلب  ترک زبانان داخل

همفکری دارد و خود را به مراعات و لحاظِ  خطوط قرمز آنان، نه تنها ملزم، بلکه معتقد میداند، لذا افراد و سلولهای عدیده ای در تمام طبقات ترک زبانان ایران در هر موقع و مقامی که باشند، با ما همفکر، همصدا و همگام هستند.

ما چه میگوئیم؟ خداوند متعال انسانها را برابر آفریده است.  خداوند متعال، با خلقت، به مخلوقات خود حقوق طبیعی عدیده ای عطا فرموده است.  خداوند متعال غلام حبشی را با سید قریشی برابر دانسته است. خداوند متعال انسانها را با رنگ چهره و السنه بیان مختلف و متفاوت خلق فرموده است.  خداوند متعال انسانها، خاصه حکام را به عدل و انصاف امر فرموده است.

از اعضای بیت رهبری  گرفته تا سطح عادی ملت، از سپاهی و  بسیجی و حوزوی وبازاری و دانشگاهی و نظامی و اداری، چه کسی میتواند منکر گفته ما باشد؟ که آنوقت معاذالله، منکر ذات باریتعالی و سیطره معدلت اوست.  لهذا ما از مجموعه بیت رهبری تا سطح بسیار عادی ملتمان، سمپاتیزن، همفکر، همصدا و همگام داریم.  حالا ممکن است تمثیلاً، این همگامِ ما، دیروز در امید زنجان بوده، امروزدر حزب اراده ملت مشغول است و فردا در شورای شهر قوشا چای خدمت خواهد کرد و پس فردا در مجلس شوری اسلامی و پسین فردا در کاخ ریاست جمهوری، اصلا مسئله نیست.

ماچه میخواهیم؟ آیا حقِ اموزش و تحصیل بزبان مادری را میتوان ازفرامین فوق الذکر الهی خذف کرد؟ یا استثنا نمود؟  ما، چون آنرا که میگوئیم،  نه بعنوان یک شعار تبلیغاتی حزبی، بلکه با ایمان و اخلاص میگوئیم، لذا بر دل مینشیند. ما بدلیل سلامت در افکار، صداقت در گفتار و شفافیت در رفتار، موردی برای رعب و انزجار کسی نداریم. با این صفات، ما در دل و اندیشه هر ترکِ مومنِ  مسلمانِ شیعه ایرانی  جا داریم و با هر تک تک آنها، به عبادت مینشینیم،  با فرد فرد آنها به سجود می افتیم و با همه آنها، متفقاً برای بهبود حال ملتمان دست بر دعا برمیداریم، و با همگام باهر فرد فرد آنان در حد آگاهی، وسع، و اعتقاد او مبارزه میکنیم.

می بینم گاهی برخی از فعالان خارج، به تمام احزاب سراسری میتازند و آنها را بخاطر  عدم اختصاص به آزربایجان محکوم میکنند.  ما در کنگره با این تفکر همگام نیستیم و آنرا منصفانه نمیدانیم.   اول اینکه در کشور ما، تعلق یا سمپاتی به احزاب میتواند بمنظور یک ارتباط اجتماعی، پیوند اقتصادی، ضمانت شغلی، قرابت فامیلی، یا حتی یک محظور اخلاقی باشد، و البته ساخت و پاخت های مرسوم و متداول خارج هم در آنجا مرسوم است.  اما در واقع ما معتقد به فلسفهِ “اَلاعمال بَالنیّات”  هستیم. و حساب اعتقادات درونی افراد را فقط بدلیل جبهه بندی های ظاهری رقم نمیزنیم. هدف از تعلقِ به احزاب میتواند بمنظور کسب مشروعیت، یا  اخذ امکانات بیان بوده باشد.  کافی است بین صد گفته گروهی، فرصتی مستقیم یا غیر مستقیم، یکبارهم برای بیان آنچه در دل دارد بدست بیاورد؟  این مغتنم نیست؟ آیا همه فراغ خاطر، راحتی خیال، و عدم محدودیت ما غربت نشین ها رادارند تا با استاندارد های حاکم برما معیار گیرند؟

کنگره،  افراد را فقط بدلیل  گفتنِ آنچه  که صلاحشان است بگویند، یا مجبورند که  بگویند، عیار نمیزند، و بآسانی حذف نمیکند.

 ما درون را بنگریم و حال را

نی برون را بنگریم و قال را

در پایان این جواب،  برای  اینکه کنگره، در حالِ حاضر و یا در آینده، محکوم به خوش بینی و اتخاذِ موضع غیر مسئول نگردد، اجازه بدهید  توضیحی در این باره بدهم.

واقعیت اینست که هیچ یک از دوقطب سیاسی حکومتی و صاحبان قدرت و نعمتِ حاکم، اصول گرا و اصلاح طلب، در کلّ، برای  موجودیت و حقوق ما، از هیچ نوعی، نه  رسمیتی قائلند، و نه چنین نیتی در سر دارند.  اصول گرایان، به اعتبار اعتقادی، برای اشاعه تشیّع در ورای مرزهای ایران احساس مسئولیت میکنند و امروزه،  نیاز و اعتنائی به حمایت، یا صداقت ما ندارند.  اصولا برای آنها ملت حائز اعتبار نیست تا بالاتباع حقوق ملی معتبر و ملحوظ باشد.  نکته  توجه  آنان  فقط “امت شیعه” است. 

 اصلاح طلبان هم، اگرچه در ظاهر، مایل یا قادر به انکارِ مللِ غیر فارس، (یا بقول خودشان اقلیت و اقوام)  نباشند، ولی واقعیت اینست که مسلماٍ تنها نیت باطنی شان امحا وآسیمیلاسیون اغلب ملل غیر فارس، بخصوص ترک و عرب است.

در این حال شاید این سئوال از جانب منتقدین، چندان بعید نباشد که:  پس شما، از این  اجاق کور، توقع چه  معجزه ای را دارید؟  جواب اینست که در ایران دو جدالِ مستمر و انکار ناپذیر، دوش بدوشِ هم، در جریان است. از طرفی، منازعه قدرت بین اصول گرا و اصلاح طلب، و از طرف دیگر تنازع بقا بین ترک و فارس.

در کشوری که از طرق مثبت، یعنی درخواست عمومی و مطالبات قانونی نمیتوان حقوق پایمال شده ملی و قومی را پس گرفت، باید برای بُرد در همان جدالِ تنازع بقا، بین ترک و فارس، از منازعه وعدم تعادل قدرت بین اصول گرا و اصلاح طلب استفاده نمود.  گفتیم، اصول گرایان امروزه اقبالی به حقوق ما نشان نمیدهند، ولی اصلاح طلبان، برای جلب آرا و حمایت ملل غیر فارس (برخلاف نیت واقعی خویش) در پلاتفورم های خود احتمالاً از “حقوق اقوام” یا “توجه به اقلیت ها” و حتی “فرهنگستان زبانِ آذری”، باز سخن خواهند گفت.  این، هرچند دسیسه و فریبی بیش نیست ولی فرصت و تریبونی است که موضوع “حقوق ملل غیرفارس” از  حالت تابوی لازم الانکار به موضوع انتخابات بدل شود و بما امکان بحث آشکار و صاحب مستمع را بدهد، احتمالاً از تریبون های دولتی بخش شود و در سطوح کشوری،  نفیاً و اثباتاً  مورد مذاکره قرار گیرد وخواه و ناخواه، به یک موضوع مطروحهِ روز بدل شود.  این اقبال، ولو غیر صادقانه، و این استقبال ولو نا امیدانه، هم در مستمعانِ اصول گرای رقیب،  تاثیراتی خواهد داشت و هم در قاطبه خاموش ملت مان موثر خواهد بود، و به آنها، آگاهی خواهد  داد. نتیجتاً همین فضا  طبعاً،  جسارت و شجاعت لازم را برای رفع خود سانسوری  و تابو شکنی، با نسبتی متفاوت،  در آحادِ ملتمان  ایجاد خواهد کرد. نکته حساس اینجاست که  حمایت ما، فقط  تا دمادمِ وصول به قدرت، و ایجاد تزلزل در اقتدارِ اصول گرایان، میتواند همگام اصلاح طلبان باشد، زیرا آنها فقط در موضع ضعف به حمایت ما نیاز خواهند داشت و با ما تظاهر به دوستی خواهند کرد، ولی بمحض غصب قدرت،  باز به همان شوونیستهائی بدل خواهند شد  که  همیشه به نابودی ما کمر بسته اند.  لذا بهر نحوی که هست باید از بقدرت رسیدن اصلاح طلبان ممانعت کرد و فریب آن آزادی های نسبی فریبکارانه را نخورد.  زیرا این آزادی های جسته و گریختهِ دروغین، همان دستی است که بنام دوستی بسوی ما دراز میشود ولی یقیناً، همیشه خنجری زهر آگین در آستین نهفته دارد.

اصول گرایان هم، که امروزه، اصلا بما اعتنائی ندارند،  تا در قدرتند، همانگونه خواهند ماند ولی از آنجائیکه در فقدان جذبه مردمی و پایگاه عمومی،  قدرت و اعتماد بنفس خود را هر روز بیش از پیش، از دست میدهند، غایتاً روزی احساس ضعف خواهند کرد.  ولی این منادیانِ “تنها تشیع”، نه به حمایت غرب میتوانند متوسل شوند، نه قادر خواهند بود “غزه و لبنان” را کنار بگذارند.  نه  با گروهِ”جانم فدای ایران” مایل خواهند بود که همصدا شوند، و نه خواهند توانست  از عنایت ساسانی پرستانِ زرتشتی مرام، برخوردار گردند، چرا که آنها  همیشه در کنار و همراهِ اصلاح طلبان بوده و خواهند بود.  در آنروز بی امان و استیصال، تنها مهره معتبرِ جهان پسند و قابل اتکائی که باقی مانده، و اصول گرایان میتوانند بدون تغییر جهت در مقابله با اسرائیل، و مرادوه با غزه و لبنان، برای بقای خود و شکست اصلاح طلبان از آن بهره گیرند روی کردن اضطراری بجانب ملت ترک شیعه ایران خواهد بود.  چون اصول گرایان ذاتاً دشمن ترک و عرب نیستند فقط بر هویت ملی و اتنیکی اعتقادی ندارند ولی اصلاح طلبان اصولا و ذاتاً بر شوونیزم پارسی معتقدند  ودر انکار و امحا ملتهای غیر فارس، خاصه ترک و عرب، ابائی ندارند و تردیدی بدل راه نمیدهند.

در این پروسه و جدال بی امان و نهائی بینِ اصول گرا و اصلاح طلب، طبعاً سایر احزاب متفرقه و موجود، بنا به اعتقادات و مصالح آنزمان، جهت گیری های بیشتری  خواهند کرد و احتمالاً احزاب جدیدی از انشعاب و تجزیه احزاب موجود متولد خواهند شد که بنا به مقتضای زمان در بستر موجود سیاسی، به افکار و نیاز های ملی ما نزدیک تر خواهند بود و یا بی محاباتر، نزدیک خواهند آمد.

 در این مدت،  بیداری هر چه بیشتر ملتمان، در  جهت گیری بعدی احزابِ موجود یا جدید التاسیس، رل عمده ای بازی خواهد کرد. این تحلیلی است که کنگره ارائه میدهد. البته اگر ما، بدنبال راه حلِ بدون خونریزی و برادر کشی، و بدون حضور چکمه نظامی بیگانگان در خاک مقدس میهنمان باشیم، این تنها چشم انداز مقبول، و استراتژی در پیش روست.  در واقع ما، انتخابی نخواهیم کرد، بلکه تنها انتخابِ موجود در میدان مبارزه خواهیم بود.

س: آیا کنگره برنامه ای برای شرکت در انتخابات ایران را دارد؟

ج: از آنجائیکه کنگره، بتمام قوانین موجود و حاکم ایران احترام دارد  طبعاً در تمام انتخابات شورا ها، مجلس و ریاست جمهوری فعالانه حضور خواهد داشت و فعالانه مشارکت خواهد کرد. بعضی از این مشارکت ها شاید امروز، بیشتر سمبولیک باشد ولی عدم حضور ما در صحنه برای حمایت از سمپاتیزن های خود، طبعا میدان را به دشمنان و خادمین آنان، خالی و خلاء، نکهمیدارد و دو دستی به آنان تفویض میکند.

مثلاٍ در انتخاباتی که برای مجلس شورای اسلامی در پیش رو داریم،  درجاتِ مشارکت ما( چه در صورت ثبت کنگره در داخل بعنوان یک حزب قانونی، و چه در صورت عدم توفیق در آن) از این قرار خواهد بود که:

1 –  در صورت وجود بستر مناسب، و حضور افراد واجد شرایط و علاقمند، امکان اعلام کاندیداهائی در  مناطق و حوزه های انتخاباتی خاصی بعید بنظر نمیرسد.

2 – در صورتی که کاندیدائی موجه، که به آرمان ما، یعنی زبان مادری اعتقاد داشته و آنرا علنا و بصراحه در پلاتفورم انتخاباتی خود بگنجاند، بدون توجه به تعلقات حزبی، از حمایت و تایید مطلق کنگره و علاقمندان داخل، برخوردار خواهد بود.

3 – در صورت فقدان دو شرط فوق، کنگره از اعضا، علاقمندان و سمپاتیزن های خود خواهد خواست که در انتخاب کاندیدای مورد نظر خود اولویت یا اقلا توجه را به درجه حساسیت کاندیدا به مقوله اولویت زبان مادری قرار دهند.

4 – ازطریق مذاکره، مصاحبه و تماس مستقیم و غیر مستقیم، از تمام کاندیدا های مملکت خواهد خواست که به مطالبات ملی و قومی چهل در صد، مردم ایران یعنی اکثریت نسبی مملکت عنایت و توجه داشته باشند تا حمایت اعضا و دوستان کنگره را بخود جلب نمایند.

این خود، فرصتی مناسب و قانونی  برای طرح مطالبات و بیان مشکلات ترکان ایران خواهد بود.

بیاد داشته باشیم که اگر ما از شرایط ناراضی هستیم تنها راه مدنی برای تغییر شرایط نا مطلوب، صندوق انتخابات است و بس. موضوع اینجاست که که اگر قرار است کسی به مجلس برود، که خواهد رفت، کسی در صدر مسئولیتی بنشیند که خواهد نشست، بهتر است اگر هم شخصی  معتقد و علاقمند به طرح درد ها و نیاز های ما نبود، اقلاً دشمن بقای ما، غاصب سرزمین ما ودشمن قسم خورده ما نباشد.  دقت کنیم که ما در صحنه دعوای دموکراسی و ظرافتهای غربیِ آن نیستم، جنگ امروز ما، جنگی بیرحم  وبی مذاکره خواهد بود که اصلِ بقا و فنای ما را رقم خواهد زد.  ما، نه فرصت و نه امکان در حاشیه نشستن، خرده گرفتن و انتقاد فیلسوفانه کردن را داریم. این مسابقه بازنده ای نخواهد داشت. این یک تنازع بقاست و فقط برنده، در صحنه باقی خواهد ماند. شرایط عینی و ذهنی  بصراحت هشدار میدهد که این آخرین دور مسابقه است و هر مسابقه ای فقط یک برنده دارد.

س: آقای دکتر نظمی افشار، در خاتمه ضمن تشکر از توضیحات صریح و صادقانه شما، اگر پیامی خاص، یا صحبتی دارید،  بفرمائید.

ج: صحبت به درازا کشیده لذا، ضمن سپاس از شما، بخاطر طرح این سئوالاتِ حساس، و سپاس از خوانندگان شما بخاطر توجهشان، کوتاه عرض میکنم که در حرکت ملی ما، ازمومنان به جناح اصول گرا، تا معتقدان به اصلاحات، ازآزربایجان واحد  تا فدرالیست، از اتئیست تا سکولار، هر کس از منظر خود برای ملتمان و سعادت آن تلاش میکند. از آنجائیکه، گروهِ ما معتقد به همیاری با فعالینِ داخل، خاصه ازبدنه  نظام  است. لذا بالاتباع میباید به معتقدات و مقررات آنها  احترام بگذارد و تمکین کند تا اولاً امکان جلب توجه قاطبه خاموش ملتمان به مسائل ملی را، داشته باشد و ضمناً با جلب اعتماد دولتمردان ترک، شرایط طرح مطالبه زبان مادری را در مراجع قانونی و ذیربط  مملکت  فراهم نماید. ما و ملت ما، بیش از همیشه به عنایت و حمایت قاطبه غیر فعال ملتمان نیاز داریم تا با فعال کردن آنان، این “اژدهای خفته” را بیدار و وارد صحنه مبارزات ملی  کنیم.

باشد که عنایت خداوند متعال و حمایت ملت بزرگ مان حامی خدمتگزاران واقعی خود باشد، انشالله.

گزارشگر: مجدداً لازم میدانم سپاسگزاری مدیریت آنادیلی تی وی را بخاطر وقتی که در اختیار ما گذاشتید بیان کرده و آرزوی خیر و برکت برای ملتمان از اتحاد و همدلی کنگره و آنادیلی تی وی را دارم. والسلامُ علیکم و رحمت الله

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments