Wednesday, September 15, 2021
HomeMiddle Eastاورشلیم- باکو: پیوند مهم راهبردی و اقتصادی

اورشلیم- باکو: پیوند مهم راهبردی و اقتصادی

Author

Date

Category

اورشلیم- باکو: پیوند مهم راهبردی و اقتصادی
اِلای رِتیگ * – ترجمه: آرسن نظریان

• انتقادات زیادی درمورد رفتار مقامات آذری با زندانیان سیاسی و مسایل مربوط به حقوق بشر و آزادی مطبوعات متوجه آذربایجان است. بااینحال، لازم است اسراییل و غرب به طور کلی نفع خود را مشخصا در رشد سیاسی و اجتماعی چنین کشوری جستجو کنند تا آنرا درمقابل عناصر افراطی فعال در داخل و خارج کشور محافظت نمایند …

 

* منافع عملی و مادی حاصل از پیوندهای اسراییل و جمهوری آذربایجان برکسی پوشیده نیست.

جروسالم پست – ٢۴ دسامبر ٢٠١۴: تجارت اسراییل با جمهوری آذربایجان دربردارنده امتیازهای مهم استراتژیک و اقتصادی برای هردو کشور و همچنین برای غرب به طور کلی است. صداهای اعتراض اخیر در اسراییل در انتقاد و برخورد با امور داخلی آذربایجان پیچیدگی عظیم این مناسبات را درنظر نمی گیرند.

طی دوماه گذشته، تعدادی مقاله در رسانه های خبری عمده اسراییل چاپ شد که دولت را به تجدید نظر در روابط کشورمان با آذربایجان فرا می خواندند. این مقالات بازتاب گسترده ای درآذربایجان و همسایه اش، ارمنستان، یافت.

دراکتبر گذشته، یاییر آورون در هاآرتس نوشت که دولت اسراییل باید به فروش سلاح به آذربایجان خاتمه دهد، زیرا به ادعای او آذربایجان علیه ارمنیان مرتکب قتل عام می شود و حکام آذربایجان را با رهبران آلمان نازی مقایسه کرد. یک مقاله تازه تر از آنشل پفِفر در همان روزنامه با اشاره به دستگیری پرهیاهوی خدیجه اسماعیلووا، روزنامه نویس واکاونده آذربایجانی، مدعی شد که “آذربایجان از غرب دور می شود” و نظرداد که اتحاد اسراییل با آذربایجان برپایه های “متزلزلی” قرار دارد. مقاله مشابهی از یوسی ملمان این هفته در جروسالم پست منتشر گردید که ضمن اشاره به تجاوز به حقوق بشر و تعرض به آزادی مطبوعات در آن کشور، روابط اسراییل- آذربایجان را “مساله دار” توصیف کرده است.

تصویر گمراه کننده آورون از مناقشه آذربایجان با ارمنستان، همراه با انتقاد تنگ نظرانه پفِفر و ملمان از مقولات مربوط به حقوق بشر، نه تنها حکایت از درک نادرستی از اهمیت راهبردی مناسبات اسراییل و آذربایجان برای هردو کشور می کند، بلکه همچنین اهمیت این روابط در پیشبرد ارزشهای غربی در منطقه را نیز نادیده می گیرد.
منافع عملی و مادی حاصل از مناسبات اسراییل- آذربایجان برکسی پوشیده نیست. فقط درچند سال گذشته، اسراییل بیش از ۱.۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی، شامل فناوری تجسس هوایی (پهپاد) و سامانه های دفاع ضد هوایی به آذربایجان فروخته است. این تجهیزات به روزآمد کردن و مدرن ساختن ارتش آذربایجان، که درگیر منازعه ای “منجمد” با همسایه اش ارمنستان است، کمک کرده است. تجارت کالاهای دیگر بین دو کشور درحال گسترش است و طبق ارزیابی ملاحظه کارانه ای سالانه به ١٢۵ میلیون دلار بالغ می گردد.

جنبه به مراتب مهمتر مناسبات دوکشور، اما به موضوع انرژی مربوط می شود.

بسیاری از اسراییلیان، که از تحریم نفتی کشورهای عرب علیه اسراییل در ١٩٧٣ خاطره بدی دارند، نمی دانند که ۴٠ درصد واردات نفتی ما از جمهوری آذربایجان، یعنی یک کشور عمدتا مسلمان شیعی، سرچشمه می گیرد. برای کشوری که از شبکه زیربناهای همسایگانش به طور کامل جدا شده، این تجارت نفت رگ حیاتی مهمی از لحاظ تامین امنیت اسراییل در زمینه انرژی به شمار می رود. اسراییل ششمین مشتری بزرگ نفت آذربایجان است و عواید این کشور از محل صادرات نفت به اسراییل سالانه از ۲.۵ میلیارد دلار تجاور می کند.

درآینده نزدیک، با توجه به خط لوله گاز جدیدی که در دست ساختمان است (“کریدور گاز جنوبی”) و قرار است گاز طبیعی حوزه شاه- دنیز آذربایجان در دریای خزر را به ایتالیا حمل کند، آذربایجان نقش مهمتری در بازار انرژی اروپا بازی خواهد کرد.

از منظر راهبردی وسیعتر، آذربایجان یکی از معدود کشورهای اسلامی است که فعالانه با اسراییل همکاری و تجارت می کند و یکی از دوستان معدودش در منطقه به شمار می آید. این واقعیت، همین اخیرا در رابطه با عملیات غزه نمایانگر شد. علی رغم فشار کشورهای اسلامی، آذربایجان از انتقاد از اسراییل یا قطع صادرات نفت خودداری نمود. این دوستی و مودت حتی به گزارشات تاییدنشده ای حاکی از تمایل آذربایجان به ایفای نقشی لجستیکی در حمله هوایی احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران دامن زده است. درخود ایران حدود یک سوم جمعیت کشور از آذری ها تشکیل شده (؟)، واقعیتی که بر ثبات حکومت ایران تاثیر می گذارد و اسراییل را در جهت تقویت همکاری با آذربایجان سوق می دهد.

باوجود اینکه این منافع عینی و مادی بر همه آشکار است، جنبه های مهم دیگر مساله عموما نادیده گرفته می شود. آذربایجان یک کشور منحصر به فرد در منطقه از لحاظ فرهنگی است. گرچه، اعضای دولتش از شیعیان تشکیل شده، به عنوان دولتی سکولار شناخته می شود که دین و حکومت را از هم جدا ساخته و آزادی مذهب را برای شهروندانش برقرار نموده است. این کشور، در واقع یکی از معدود جاهایی است که یهودیان هرگز مورد آزار واقع نشده اند و هنوز معدودی جوامع یهودی در شمال کشور فعال اند. آذربایجان، همچنین از حقوق زنان حمایت می کند و یکی از اولین کشورهایی بوده است که حقوق برابر رای برای زنان قایل شده است (حتی پیش از ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپا؟). دولت کنونی آذربایجان همچنین به عنوان کشوری که گرایشی قوی نسبت به غرب دارد شناخته شده، واقعیتی که اغلب او را در مسیر مقابله و تصادم با روسیه قرار می دهد.

انتقادات زیادی درمورد رفتار مقامات آذری با زندانیان سیاسی و مسایل مربوط به حقوق بشر و آزادی مطبوعات متوجه آذربایجان است. بااینحال، لازم است اسراییل و غرب به طور کلی نفع خود را مشخصا در رشد سیاسی و اجتماعی چنین کشوری جستجو کنند تا آنرا درمقابل عناصر افراطی فعال در داخل و خارج کشور محافظت نمایند.   
پیشرفت و ارتقاء حقوق مذهبی و حقوق مالکیت در آذربایجان در دهه گذشته گواهی است براینکه چگونه رابطه با غرب می تواند به تشویق و تقویت ارزشهای مطلوب در این کشور کمک کند. این واقعیت با مقاسیه آذربایجان با سایر کشورهای اسلامی پسا- شوروی در منطقه، که چنین روابطی را با غرب ندارند، به عیان قابل مشاهده است.

با درنظر گرفتن ملاحظات یادشده در بالا، ارزیابی روابط اسراییل- آذربایجان صرفا از منظر عامل اقتصادی و یا فراخوان قطع روابط، رویکردی کوته نظرانه است. بدون شک آنهایی که پیچیدگی کامل خط ارتباطی اورشلیم- باکو را درک می کنند، در جهت تقویت این دوستی و نزدیکی کمیاب در منطقه ای که عموما موضع خصمانه ای نسبت به اسراییل دارد، کوشش خواهند کرد، نه در جهت ممانعت از آن.

منبع:
www.jpost.com

* مولف کاندیدای دکترا در مدرسه علوم سیاسی دانشگاه حیفا در اسراییل است، که رشته تخصصی اش سیاست انرژی در دریای خزر و خاورمیانه می باشد. وی همچنین به دریافت دیپلم در مطالعات انرژی از آکادمی دیپلماتیک آذربایجان در باکو نایل گردیده است. 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Recent posts

Recent comments